اخذ به شفعه توسط وراث

۱ ـ چگونگی اخذ به شفعه و تقسیم حق شفعه میان وراث

قانون مدنی متعرض این امر نشده است که حق شفعه به ارث رسیده، باید چگونه میان ورثه تقسیم شود؛ به طور مساوی یا بر طبق موازین باب ارث؟ اما فقها در این مورد مطالبی را ارائه داده‌اند :

شیخ طوسی : کسانی که ارث را در شفعه جاری می‌دانند، تقسیم آن را بر اساس فرائض خداوند تعالی قرار می‌دهند، پس اگر شخص، همسر و فرزندی را از خود بجا گذارد، یک هشتم حق شفعه از برای همسر و باقی از برای فرزند خواهد بود، و بقیه موارد نیز بر همین اساس خواهد بود از دید کسانی که ارث را در این مورد بر طبق سهام تقسیم می‌کنند. اما کسانی که ارث را بر طبق رؤوس یا تعداد افراد تقسیم می‌نمایند، حق شفعه به ارث رسیده را میان همسر و فرزند به نسبت مساوی تقسیم می‌کنند.

محقق حلی : حق شفعه مانند اموال به ارث می‌رسد، پس اگر وراث شخصی عبارت باشند از همسر او و یک فرزند،‌برای همسر او یک هشتم حق شفعه و برای فرزند او باقی آن خواهد بود.

شهید اول : ایشان نیز عقیده دارد که تقسیم حق شفعه میان وراث بر اساس قواعد مربوط به ارث صورت می‌پذیرد و نه بر طبق تعداد افراد. ایشان سپس بیان می‌دارد که اگر ما بگوئیم که وراث سهم مورث خود را بعنوان اینکه شریک هستند دریافت نموده‌اند، در اینجا قول به تقسیم بر اساس رؤوس موجه است اما اگر بگوئیم که وراث تقدیراً از مورث خود سهم او را گرفته و سپس جانشین او شده‌اند، در اینجا قول به تقسیم بر اساس رؤوس موجه نخواهد بود.

شهید دوم : حق شفعه بدلیل اینکه حقی مالی است لذا به ارث می‌رسد، پس ذکور دو برابر أنات ارث می‌برند و … و محقق مثال زوجه را آورده برای دفع این توهم که او از شفعه ارث نمی‌برد، از این جهت که فی الجمله از برخی از متروکات محروم است. و نیز محقق خواسته تا بر خلاف کسانی که تقسیم حق شفعه را بر اساس رؤوس می‌دانند مانند شرکای متعدد در ملک، بگوید که تقسیم بر حسب سهام بر طبق موازین ارث صورت می‌گیرد.

ایشان در ادامه می‌افزاید که : علت اینکه ما در مورد شرکای متعدد در ملک قائل به تقسیم بر اساس سهام نبوده ولی در اینجا چنین نظری داریم، تفاوت میان دو مورد است، بدین بیان که آیه ارث اقتضای تقسیم حق شفعه را بر اساس سهام دارد مانند بقیه حقوق، بر خلاف شرکای در اصل ملک که شفعه را به اعتبار خویش مستحق می‌باشد، در صورتی که وارث به اعتبار مورث مستحق حق شفعه می‌گردد و مورث مستحق جمیع حق شفعه نیست، و حق شفعه به ورثه‌اش به میزان ارث منتقل می‌گردد نه به اعتبار شرکت، لذا بدین خاطر است که کسانی که در شفعه تعدد شرکاء را نمی‌پذیرند، در اینجا آن را ثابت می‌دانند.

صاحب جواهر : ایشان نیز ضمن تأیید تقسیم حق شفعه بر اساس موازین ارث، بیان می‌دارد که من در میان فقهایمان خلافی در این مورد نمی‌بینیم، اگر چه عبارت مبسوط موهم خلاف است … بهرحال خلاف محقق و اشکالی وجود ندارد.

بنظر می‌رسد که اگر ما اصل به ارث رسیدن شفعه و اخذ به شفعه را طبق ادله‌ای که فقها به آن اشاره کرده‌اند ثابت نمائیم، بهتر است تا در مورد تقسیم آن قائل به تقسیم بر اساس سهام شویم، چرا که تفاوتی میان حق شفعه با دیگر حقوقی که به ارث می‌رسند و ما آنها را بر طبق موازین باب ارث تقسیم می‌نمائیم وجود ندارد،‌ لذا تقسیم حق شفعه بر اساس سهام میان وراث شریک متوفا موجه خواهد بود.

۲ ـ صرفنظر نمودن یکی از وراث از حق شفعه خویش

مسأله دیگری که در باب به ارث رسیدن حق شفعه به میان می‌آید این است که آیا یکی از وراث از حق شفعه‌ای که برایش بوجود آمده است صرفنظر نماید و اخذ به شفعه نکند ، حق بقیه‌ وراث نیز ساقط می‌شود یا آنان می‌توانند حق خویش را اعمال کرده و اخذ به شفعه کنند؟ و آیا تبعض در اعمال حق شفعه بوجود آمده برای وراث جایز است یا خیر؟

در جواب مسأله فوق باید گفت که مشهور فقها قائل به عدم سقوط حق شفعه دیگری‌، در صورت صرفنظر نمودن یکی از وراث از حق خویش، هستند و نیز تبعض را در این مورد جایز نمی‌دانند. به بررسی دیدگاه برخی از فقها در این زمینه می‌پردازیم :

شیخ طوسی : اگر شخصی دو پسر از خود باقی بگذارد، حق شفعه میان آن دو بطور مساوی تقسیم می‌شود. اگر هر دو از حق خویش صرفنظر نمایند،‌ حق شفعه آنها ساقط می‌شود. اگر هر دو اخذ به شفعه نمایند، حقشان ثابت می‌گردد. اگر یکی از آن دو از حق خویش صرفنظر نماید، آیا حق شفعه برادر دیگرساقط می‌شود یا خیر؟ دو نظر وجود دارد: یک نظر این است که حق شفعه‌ برادر دیگر ساقط می‌شود چرا که این دو قائم مقام پدر خویشند، و پدر اگر از قسمتی از حق خویش صرفنظر می‌کرد، کل حقش ساقط می‌شد. نظر دوم که صحیح تر نیز هست اینست که کل حق شفعه در اختیار برادر دیگر قرار می‌گیرد چرا که این حق شفعه برای دو نفر است، پس اگر یکی از آنها از حق خویش صرفنظر کند، حق او به دیگری تعلق می‌گیرد مانند موردی که این حق شفعه بواسطه بیع برای اینها واجب شده بود. اما در مورد مورث که اگر از برخی از حق خویش صرفنظر می‌کرد، کل حقش از بین می‌رفت، دلیلش اینست که در آنجا مستحق حق شفعه یک نفر بود، پس اگر از نصف حق خویش می‌گذشت، کل حق او ساقط می‌شد، و در اینجا چنین نیست، چرا که یکی از دو برادر از کل خویش خویش گذشته است، لذا حق دیگری ساقط نمی‌شود.

محقق حلی : اگر یکی از وراث از حق شفعه خویش صرفنظر کند حق بقیه ساقط نمی‌شود و کسی که از حق خویش صرفنظر نکرده است این حق را دارد که تمام حق شفعه به ارث رسیده را اخذ نماید و اخذ به شفعه کند ، و تردد ضعیف در این وجود دارد.

شهید اول : ایشان نیز بیان می‌دارند که اگر همه وراث از حق شفعه خویش صرفنظر نمایند بجز یکی از آنان، او باید یا تمام حق را اعمال کند یا از آن صرفنظر نماید.

شهید دوم : دلیل اینکه صرفنظر کردن یکی از وراث از حق شفعه‌اش باعث سقوط حق شفعه دیگران نمی‌شود این است که حق به همه آنها تعلق دارد، پس حق یکی بدلیل عفو دیگری از بین نمی‌رود. و چون تبعض صفقه در برابر مشتری جایز نیست، پس مستحق شفعه یا کل حق به ارث رسیده را اخذ می‌کند یا باید آن را رها نماید.

در اینجا با گذشت دیگری احتمال سقوط حق شفعه نیز وجود دارد اگر چه در مورد دو شریک این مطلب را نمی‌گوئیم، چرا که وارث قائم مقام مورث است، پس صرفنظر کردن او از سهمش مانند صرفنظر کردن مورث از برخی از حق خویش است، که باقیمانده آن ساقط می‌شود. و این وجه ضعیف است، بلکه بسیاری این وجه را ذکر نکرده‌اند.

وجه ضعف این نظر این است که شرکاء در ارث بمنزله شرکاء در اصل شفعه می‌شوند، چرا که آن شفعه‌واحدی در میان شرکاء است، خواه بواسطه ارث رسیده باشد یا شرکت، پس با صرفنظر کردن برخی،‌ حق برخی دیگری ساقط نمی‌شود،‌ بخلاف چشم پوشی مورث از برخی از نصیب خویش، چرا که حق او بصورت مجموع من حیث المجموع است و نه در اجزاء آن، پس عفو او از برخی از حق خویش، عفو جمیع حق محسوب می‌شود.

قانون مدنی نیز از نظر این گروه از فقها پیروی نموده است. استاد دکتر سید حسن امامی در این زمینه بیان می‌دارد: «در صورتی که ورثه متعدد باشند نمی‌توانند در حق شفعه تبعض نمایند، به این معنا که بعضی نسبت به سهم خود صرفنظر کند و بعضی دیگر نسبت به سهم خود اخذ بشفعه نماید، زیرا ورثه بیش از حقی که مورث دارا بوده نمی‌تواند دارا شود، و مورث خود نمی‌توانست نسبت به بعضی از مبیع اخذ بشفعه کند و نسبت به بعض دیگر آن را ترک نماید. بنابراین چنانچه بعض از ورثه از حق به شفعه صرف نظر نماید حق او ساقط می‌گردد و حق شفعه برای ورثه دیگر باقی خواهد بود، لذا هر گاه تمامی ورثه بغیر از یک نفر از آنان حق شفعه خود را ساقط نمایند، آن یک نفر می‌تواند نسبت به تمامی مبیع اخذ به شفعه کند و یا آن را ترک نماید، زیرا حق شفعه بسیط و غیر قابل تبعض می‌باشد. اینست که ماده ۸۲۴ قانون مدنی می‌گوید : هر گاه یک یا چند نفر از وراث حق خود را اسقاط کند، باقی وراث نمی‌توانند آن را فقط نسبت به سهم خود اجرا نمایند و باید یا از آن صرفنظر کنند یا نسبت به تمام مبیع اجرا نماید. این تنها را جمع بین حقین است، زیرا در این امر مشتری به ثمن پرداختی خود نائل آمده است و وارثی که حق شفعه خود را ساقط ننموده است از آن بهره مند شده است»

برخی از حقوقدانان معتقدند که : «هر گاه یکی از وارثان از حق شفعه خود بگذرد، این اسقاط از قلمرو حق نمی‌کاهد، یعنی نه تنها حق دیگران از بین نمی‌رود، آنان می‌توانند از تمام حق سود برند و با دادن تمام ثمن مبیع را تملک کنند. ماده ۸۲۴ قانون مدنی در اینباره صراحت دارد …»

۳ ـ همسر متوفا و حق شفعه‌ به ارث رسیده

قانون مدنی در این زمینه حکم خاصی ندارد، اما فقها در آثار خویش، به این نکته توجه کرده و در مثالهایی که برای به ارث رسیدن حق شفعه آورده‌اند، غالباً میزان سهم همسر را نیز از این حق بیان می‌کنند و چنانکه شهید دوم و صاحب جواهر بیان می‌دارند، علت ذکر مثال همسر برای دفع این توهم است که چون او از برخی از متروکات ارث نمی‌برد، پس از حق شفعه نیز نباید ارث ببرد.

یکی ازشارحان قانون مدنی در این زمینه بیان می‌دارد: «عده‌ای از فقهاء برآنند که چنانچه تمامی ورثه توافق در اخذ به شفعه بنمایند ثمن از مبیع از آن زوجه و هفت ثمن دیگر از آن پسر خواهد بود اگر چه مبیع زمین یا عرصه یا بنا باشد، زیرا استحقاق زوجه از ثمن مبیع به اعتبار آن است که حق شفعه حق مالی مستقلی است مانند اموال دیگر مورث که به ورثه منتقل می‌گردد. از نظر تحلیلی می‌توان گفت که حق شفعه مانند حق خیار به اعتبار متعلق، مال شناخته می‌شود والا به خودی خود ارزش مالی نخواهد داشت و زوجه به اعتبار متعلق حق شفعه ارث خواهد برد. بنابراین هرگاه متعلق حق شفعه از اموالی باشد که زوجه از ارث آن مرحوم است مانند اراضی، زوجه نصیبی از حق شفعه نخواهد داشت و چنانچه متعلق حق شفعه زمینی است که دارای ابنیه و اشجار می‌باشد زوجه فقط به مقدار ربع یا ثمن از قیمت ابنیه و اشجار از بقیه ورثه دریافت می‌دارد»

یکی دیگر از شارحان در این مورد بیان می‌دارد : «… زن نیز از این حق [حق شفعه] ارث می‌برد هر چند که موضوع تملک زمین باشد. محروم ماندن زوجه از ارث زمین منافاتی با تملک او بوسیله حق شفعه ندارد، چرا که آنچه به میراث او می‌رسد حق تملک است نه عین زمین»

صاحب جواهر در مورد مبنای اختلاف نظر راجع به ارث زوجه و نیز نحوه آن بیان می‌دارد: اینکه مصنف [یعنی صاحب شرائع] زوجه را در متن و غیر آن بیان نموده برای بیان این مطلب است که هر چند او از ارث بری از برخی اشیاء محروم است، ولی از شفعه محروم نمی‌شود. نیز ممکن است گفته شود که علت ذکر زوجه برای اشاره به این امر است که او از شفعه مربوط به اموال غیر منقول ارث می‌برد هر چند که از آن حصه‌ای که مورث بواسطه آن مستحق شده است ارث نمی‌برد. ایشان در ادامه سخنان خود بیان می‌دارد که ممکن است با این نظر مخالفت بعمل آید بدین ترتیب که همچنانکه زوجه از ارث بری از عقار منع می‌شود از حقی نیز که متعلق به آن است نمی‌تواند ارث ببرد و این نظر با ملاحظه آنچه که از حکمت منع زوجه از ارث عقار وارد شده است تأیید می‌شود. ایشان در پایان بیان می‌دارند که به هر حال وقتی زوجه ارث ببرد، یک هشتم مال مشفوع از آن او خواهد بود و بقیه از آن فرزند است اگر وارث دیگری غیر از این دو نباشد، نه اینکه مال مشفوع میان او و فرزند تنصیف گردد.

چنانکه ملاحظه می‌شود آنچه که باعث ایجاد اختلاف نظر در مورد ارث زوجه شده، محروم بودن او از ارث بری از برخی اموال مانند عرصه و عین ابنیه و … می‌باشد، و اینکه معمولاً حق شفعه در این گونه اموال بوجود می‌آید. کسانی که حق ارث بری را در این مورد برای زوجه ثابت می‌دانند، حق شفعه را از متعلقش جدا می‌کنند و می‌گویند که آنچه به ارث رسیده حق شفعه است و در ارث بردن زوجه از آن منعی وجود ندارد. برعکس افرادی که مخالف این نظر هستند چنین استدلال می‌کنند که باید حق شفعه را با متعلق آن در نظر گرفت.

اما در مورد اینکه باید چگونه حق شفعه را میان زوجه و بقیه ورثه تقسیم کرد یک نظر که عامه برآنند این است که ورثه بعنوان شریک مد نظر قرار گرفته و حق شفعه بطور مساوی میان آنان تقسیم می‌شود. نظر دیگر که فقهای ما آن را ابراز می‌کنند این است که تقسیم شفعه بر اساس موازین باب ارث می‌باشد، و ایشان در کتابهای خویش به ذکر مثالهایی در این مورد پرداخته اند.

0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *