دادخواست طلاق

تعریف دعوا

دعوا در لغت به معنی ادعا کردن ، خواستن ، ادعا ، نزاع و دادخواهی آمده است . در حقوق ایران تعاریف مختلفی از دعوا ارائه شده است ، از جمله « دعوا عبارتست از عملی که برای تثبیت حقی صورت می گیرد یعنی حقی که مورد انکار یا تجاوز واقع شده باشد.»

دعوی یا مرافعه یا ترافع در اصطلاح عبارت از اختلاف و مناقشه است بین دو طرف یا دو حریف که اظهار و ادعاشان با یکدیگر معارضه دارد. ادعای یک طرف که موجد مرافعه است موسوم به تعقیب یا دادخواست بوده و دعوی بمعنای اخص نیز نامیده میشود و ادعای طرف مقابل که عکس العمل (واکنش ) دادخواست یا دعوای اقامه شده است ، آن را دفاع یا جواب (پاسخ ) نامند. جمع بین دادخواست یا دعوی بمعنای اخص از یک طرف و دفاع از طرف دیگر، دعوی بمعنای اعم را تشکیل میدهد.

دعوی با حق ارتباط کامل دارد و اقسام مختلفه دعاوی به اعتبار اقسام مختلفه حق پیدا می شود، مثلاً: دعوی مربوط بحق مالکیت ، دعوی مالکیت و دعوی مربوط بحق تصرف ، دعوی تصرف و دعوی مربوط بحق عینی ، دعوی عینی و دعوی مربوط بحق شخصی و دینی ، دعوی شخصی یا دینی ، نامیده می شود.  ولی هر دارنده حقی نمیتواند حق خود را اعمال نماید به این معنی که شخص یا حق تمتع و حق استیفاء هر دو را داراست که در این صورت میتواند نسبت به آن حق اقامه دعوی نماید مانند غیر محجورین ، یا اینکه تنها حق تمتع دارد مانند صغار و محجورین که نمی توانند حق خود را اعمال نمایند و نسبت به آن اقامه دعوی کنند .

موضوع ادعا که از طرف مدعی در دادگاه اقامه می شود و یا گاهی نیز از سوی مدعی علیه در پاسخ به ادعای مطروحه مدعی مطرح می گردد گاهی مبتنی بر وجود حق و گاهی نیز حاکی از سقوط و زوال حق می باشد.لذا درست است که مدعی در خصوص ادعایی که دارد باید به محاکم رجوع کرده وطرح دعوی نموده و با ارائه ادله مثبته ادعای خویش را به اثبات برساند اما همچنانکه پیش از این بیان شد اینگونه نیست که چون وی مدعی اولیه بوده همواره او باید ارائه دلیل نماید بلکه مدعی علیه یا خوانده دعوی نیز چنانچه مدعی سقوط و یا زوال حق مورد ادعای مدعی و یا متقابلاً ادعای وجود حقی برگردن باشد باید برای اثبات ادعای خویش اقامه دلیل نماید.

بیان اینکه مبنا و اساس حق مورد ادعای مدعی از کدامیک از اعمال حقوقی أعم از عقود و ایقاعات و یا وقایع حقوقی مانند غصب ، اتلاف ، استیفاء ، ایفاء ناروا و…. سرچشمه می گیرد و نیز ارائه ادله مثبته آن برعهده مدعی است اما جهات حکمی قضیه بر عهده محکمه می باشد که با بررسی و تفسیر و استنباط صحیح و منطقی موضوع، حکم لازم منطبق بر دعوای مطروحه را از ادله احکام و اصول و موازین قانونی استنباط نموده و به موضوع اختلاف فیصله داده و حکم و تصمیم مقتضی در مورد آن اتخاذ و اعلام نماید .

مفهوم طلاق

طلاق به معنای جدا شدن زن از مرد است و اسم فاعل آن یعنی « طالق » بدون نیاز به تاء تانیث در مورد زن استعمال می شود ؛ ماده « طلق » در باب افعال و تفعیل به مرد در نقش فاعلی و به زن در نقش مفعولی نسبت داده می شود .

واژه طلاق در پارسی به معنای بیزاری و جدایی کامل است و همراه با فعلهای کمکی افتادن ، دادن ، خوردن ، گرفتن و بستن به کار می‌رود و در تازی این‌ واژه مصدر فعل مجرّد و اسم مصدر فعل مزید است،همانند سلام و کلام و به‌ معنای رهانیدن و گشودن قید و بند است چه این گشایش از قید و بند معنوی باید مانند«طلقت القوم»یعنی قبیله را رها کردم و چه از قید و بند محسوس همانند « الناقه الطالقه » یعنی شتر رها شده . در لغت عرب واژه تطلیق برای گسست پیوند زناشویی بیشتر به کار می‌رود واژه طلاق برای رها شدن از قیود دیگر به کار گرفته‌ می‌شود . واژه طلاق در اصطلاح شریعت همان فهوم عرفی رایج میان عقلا را می‌رساند که شارع مقدس آن را با شرایط خاصی امضا کرده است و به معنای : گشودن پیوند زناشویی با واژه مخصوص طلاق،یا اشاره و نوشته‌ای است که‌ جایگزین آن باشد چه پیوند زناشویی بلافاصله گشوده شود و چه بعد از گذشت‌ زمان معیندر اصطلاح حقوق نیز طلاق عبارتست از ایقاعی تشریفاتی که به موجب آن مرد به اذن یا حکم دادگاه زنی را که به طور دائم در قید زناشویی اوست،رها می‌سازد.

صاحب جواهر طلاق را در لغت به معنای گشودن گره و رها کردن آورده ؛ ولی معنای اصطلاحی آن را چنین تعریف می کند : « ازاله قید النکاح بصیغه مخصوصه » ؛ شهید ثانی نیز طلاق را چنین بیان می کند : « ازاله قید النکاح بغیر عوض بصیغه طالق » . قید « صیغه مخصوص » در تعریف بالا به این جهت است که تعریف فسخ نکاح را از تعریف طلاق خارج کند . همچنین گاهی که قید « بغیر عوض » آمده ، می خواهند بدین وسیله خلع و مبارات را از طلاق مطلق متمایز و جدا نمایند  .

انواع طلاق

الف ـ طلاق بائن

طلاقی که مرد در آن حق رجوع به زن را ندارد، مگر به تجدید عقد نکاح مانند طلاق خلع و مبارات، طلاق یائسه ، طلاق سوم بعد از سه وصلت ، طلاق او زوجه غیر مدخوله و طلاق صغیره هر چند دخول واقع شود.

ب ـ طلاق رجعی

در فقه و حقوق کنونی نوعی از طلاق است که شوهر میتواند در ایام عده و بدون نکاح مجدد با زن خود به سر ببرد. طلاق رجعی رابطه نکاح را از بین نمی برد زیرا زوال این رابطه به دو عامل بستگی دارد: ۱- طلاق ۲- انقضای عده. بنابراین با رجوع مرد ایام عده همان رابطه نکاح قبلی به حال سابق باقی می ماند. به عبارتی طلاق یک عمل حقوقی است که این عمل بوسیله رجوع که خود یک ایقاع است از بین می رود. این ایقاع باعث می شود که طلاق که یکی از اسباب انحلال نکاح بود برطرف شود و همان رابطه سابق باقی بماند.

نحوه ارائه دادخواست طلاق

طبق ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی : شروع رسیدگی در دادگاه مستلزم تقدیم دادخـواست اسـت…» بنابراین ، زوجه باید‌ دادخواست خود را برای رسیدگی به دفتر دادگاه صلاحیتدار تـقدیم کـند . بـرای این کار زوجه باید ابتدا دو برگ فرم دادخواست را که به صورت چاپ شده در دفتر کـارپردازی‌ دادگـستری‌ مـوجود است ، تهیه و دادخواست را به زبان فارسی دقیقا تکمیل کند . برگ‌های این دادخـواست بـاید حاوی مطالب زیر باشند :

۱ ـ مشخصات خواهان : خواهان(مدعی) کسی است که با تقدیم دادخواست‌،خواسته‌ای‌ را مـطالبه کـند.در این دادخواست طلاق مشخصات خواهان باید توسط زوجه ، شامل نام و نام خـانوادگی ، نـام پدر، شغل و اقامتگاه او نوشته شود‌.

۲ ـ مشخصات‌ خوانده : خـوانده (مـدعی عـلیه)کسی‌ است‌ که خواهان علیه او دعوایی را مـطرح مـی‌کند که در این مورد ، زوج است و ازاین‌ رو باید مشخصات خوانده ، شامل نام و نام خانوادگی ، نـام پدر‌ ، شـغل‌ و اقامتگاه او قید شود‌.

۳ ـ تعیین‌ خـواسته و بـهای آن : در قسمت خـواسته زوج بـاید خـواسته خود را درج کند و اگر خواسته‌اش از اموال بـاشد ، بـاید میزان آن را به‌طور کامل معین کند چون ارزیابی خواسته در‌ تعیین‌ میزان هزینه دادرسـی مـؤثر است.

۴ ـ شرح دادخواست : زوجه باید جـهات و موجباتی را که موجب شـده تـا او طرح دعوی کند به‌طور واضـح در دادخـواست بنویسد و تمام دلایل و شواهد و مدارکی را‌ که‌ به استناد‌ آن‌ها خود را ذی حق می‌داند ، اعـم از اسـناد و نوشتجات و یا اطلاعات شهود و مـطلعین و غـیره را در‌ دادخـواست قید کند.

۵ ـ زوجـه بـاید اسنادی را که در قسمت مـربوطه‌ بـه‌ شرح‌ دادخواست به آن‌ها استناد می‌کند ، در قسمت دلایل و منضمات دادخواست درج کند و از کلیه مدارک پیـوستی دو ‌‌نـسخه‌ فتوکپی تهیه کرده ، آن‌ها را به دفـتر کـارپردازی دادگستری بـبرد و بـعد از الصـاق‌ تمبر‌ و تصدیق‌ آن‌ها بـا اصل مدارک و بعد از تعیین میزان هزینه دادرسی توسط حسابداری و آن ، کلیه رونوشت‌ها‌ را ضمیمه دادخواست کرده ، بـه مـدیر دفتر دادگاه تحویل دهد . مدیر دفـتر دادگـاه‌ پس از وصـول ، تـاریخ‌ تـقدیم‌ دادخواست به دادگـاه را در زیـر دادخواست و در دفتر ، ثبت و شماره آن را برای پیگیری پرونده به زوجه ارائه می‌ دهد . تاریخ رسید دادخواست به دفتر دادگـاه ، تـاریخ اقـامه دعوا محسوب می‌شود‌ .

0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *