راهبرد تهدید نرم آمریکا علیه ایران و حمایتهای کیفری ایران در حوزه پدافند غیر عامل

نظرات

مبحث اول : راهبرد تهدید نرم آمریکا

پدافند غیرعامل در ایالات متحده آمریکا در اواخر دهه ۱۹۵۰ م و اوایل دهه ۱۹۶۰ م و پس از بروز بحران بزرگ در روابط دو ابرقدرت شرق و غرب به عنوان یک موضوع عمومی اهمیت یافت.

در سال‌های ریاست جمهوری کارتر و ریگان پدافند غیرعامل با تاکید بر دلایل سه‌گانه زیر مجددا در کانون توجه دولتمردان ایالات متحده قرار گرفت.

الف- پدافند غیرعامل جزء مهمی از راهبرد بازدارندگی است.

ب- پدافند غیرعامل ابزار مفیدی برای مدیریت بحران است.

ج- پدافند غیرعامل نقطه کانونی بقای کشور محسوب می شود.

دلایل موضوع بندهای الف و ب در قالب دستورالعمل شماره ۴۱ ریاست جمهوری و دلیل این مووضع بند ج در قالب دستورالعمل شماره ۲۶ تصمیمات امنیت ملی همراه با یکدیگر مقاصد آمریکاییان از پدافند غیرعامل را ساماندهی نمودند.

گفتار اول : سیاست تهدید نرم توسط آمریکا

جنگ نرم در برابر جنگ سخت در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف یا گروه هدف را نشانه می‌گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش رقیب جنگ روانی، جنگ رایانه‌ای، اینترنتی، براندازی را به انفعال یا شکست وامی‌دارد.  نرم، راه‌اندازی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و شبکه‌سازی از اشکال جنگ نرم هستند. جنگ نرم در پی از پای درآوردن اندیشه و تفکر جامعه هدف است تا حلقه‌های فکری و فرهنگی آن را سست کند و با بمباران خبری و تبلیغاتی در نظام سیاسی – اجتماعی حاکم تزلزل و بی‌ثباتی تزریق کند.

جنگ نرم به وسیله کمیته خطر جاری در سال‌های پایانی دهه ۱۹۸۰ طراحی شد. کمیته خطر جاری در اوج جنگ سرد و در دهه ۱۹۷۰ با مشارکت اساتید برجسته علوم سیاسی و مدیران سابقه‌دار سازمان سیا و پنتاگون تأسیس شد.

در آن مقطع و در پی اصلاحات گورباچف مبنی بر ایجاد فضای باز سیاسی و تغییر در قوانین اقتصادی (پروسترویکا) این کمیته با منتفی دانستن جنگ سخت و رودررو با اتحاد جماهیر شوروی تنها راه به زانو درآوردن بلوک شرق را جنگ نرم و فروپاشی از درون معرفی کرد. سیاستگذاران پنتاگون و سیا با سه راهبرد دکترین مهار، نبرد رسانه‌ای و سامان‌دهی نافرمانی مدنی اتحاد شوروی را به فروپاشی و شکست واداشتند.

پدیده جنگ نرم که هم‌اکنون به عنوان پروژه‌ای عظیم علیه جمهوری اسلامی ایران در حال تدوین است در شاخص‌هایی ماننده ایجاد نابسامانی اقتصادی، شکل دان به نارضایتی در جامعه، تأسیس سازمان‌های غیردولتی در حجم گسترده، جنگ رسانه‌ای، عملیات روانی برای ناکارامد جلوه دادن دستگاه اداری و اجرایی دولت، تضعیف حاکمیت ایران از طریق روش‌های مدنی و ایجاد ناتوی فرهنگی متبلور می‌شود. در برایند جنگ نرم، عوامل براندازی یا از زمینه‌های موجود در جامعه برای پیشبرد اهداف خود بهره می‌برند یا به طور مجازی سعی در ایجاد نارضایتی در نزد افکارعمومی و سپس بهره‌برداری از آن دارند.

به طور کلی تهدیدات علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در برهه زمانی کنونی را می‌توان در گونه تهدیدات نظامی و تهدیدات نرم تقسیم‌بندی کرد.

در همین راستا کمیته صلح جاری برای مقامات امریکایی، نیز تنها راه تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران، را پیگیری جنگ نرم به جای جنگ سخت می‌داند. این استراتژی که دلتا نام دارد سه محور اصلی آن استفاده از تاکتیک‌های دکترین مهار، نبرد رسانه‌ای و ساماندهی نافرمانی مدنی می‌باشد.

استفاده از مشکلات اقتصادی، تنوع کثرت قومی ایران، ایجاد و دامن زدن به نافرمانی مدنی در تشکل‌های دانشجویی و نهادهای غیردولتی و صنفی، تلاش در نزدیکی به مردم تحت پوشش حمایت از حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ایجاد شبکه‌های متعدد رادیو – تلویزیونی فارسی زبان حمایت از اپوزیسیون (سفر فعالان جوان خارجی از کشورهای متحد با امریکا به ایران تحت عناوین جهانگرد که در صورت نیاز، به جنبش‌های مدنی و نافرمانی‌ها بپیوندند)، تسهیل فعالیت ان.جی.اُ امریکایی در ایران، دعوت فعالان جوان ایرانی به خارج برای شرکت در سمینارهای کوچک (این افراد باید از سوی مقامات امریکایی انتخاب شوند نه نهادهای ایرانی)، استفاده از سفارتخانه‌های کشورهای دیگر و به طور کلی تضعیف ستون‌های حمایتی حکومت ایران از جمله راهکارهای اجرای استراتژی دلتا به شمار می‌آیند . [۱]

بطور کلی سیاستهای آمریکا در زمینه جمگ نرم و پدافند غیر عامل را در ابعاد ذیل می توان بررسی نمود :

۱ ـ تغییر و باز تعریف در نظم نوین جهانی

پاسخ به تهدیدات مفروض آمریکا و تلاش برای برقراری نظمی نوین در روابط جهانی از ویژگی های راهبردی ایالات متحده به ویژه پس از واقعه ۱۱ سپتامبر است . این راهبرد که توسط دولتی محافظه کار اتخاذ شده ، در ظاهر با ویژگی خصوصیتی سنتی حزب محافظه کار مبنی بر حمایت از نظم و سنت موجود و تلاش برای حفظ آن در تضاد بوده است . به عبارت دیگر خصوصیت لیبرال تغییر و تلاش برای ایجاد نظمی جدید است ؛ حال آنکه این تغییر نه در دوره زمامداری حزبی لیبرال ، بلکه در دوره حزب جمهوری خواه به منصه ظهور رسیده است .

ویژگی که در ادبیات سیاسی نو محافظه کاری نامیده شده شامل تلاش برای ایجاد نظمی جدید حتی به قیمت رد شدن از دیپلماسی تا مرحله درگیری نظامی است . در حقیقت روح حاکم بر این سیاست پرخاشگرایانه و تجاوزگرانه است .

۲ـ گسترش دوکراسی

تفکر موجود در استراتژی امنیتی آمریکا مبتنی بر این است که گسترش دموکراسی می تواند منجر به برقراری نظم پایدار جهانی شود . دموکراسی ها در مقابل مردم خود و جامعه جهانی مسئولیت پذیرترند و تاریخ هم سابقه جنگ بین دو دموکراسی را به یاد نمی آورد . البته این تصور از دموکراسی با انتخاب حماس در فلسطین اشغالی دستخوش تغییر شد.

استراتژی حمایت از دموکراسی ایالات متحده طیف وسیعی از حمایت تا مداخله نظامی را در بر می گیرد . در بعد حمایتی ، آمریکا شروع به طرفداری از گروههای اصلاح طلب نمود . این عملکرد در قالب انقلاب های نارنجی یا مخملین در اوکراین ، گرجستان و قرقیزستان رخ داد و مشتمل بر حمایت از جامعه مدنی بالاخص تشویق و گسترش سازمان های غیر دولتی بود . این حمایت آشکار و پنهان می تواند به عنوان تهدیدی بالقوه برای امنیت ملی ایران مطرح باشد . از جهت دیگر مداخله نظامی آمریکا در عراق و افغانستان ، هر چند به بهانه دموکراسی ، نشان از عزم کاخ سفید برای ایجاد نظمی جهانی دارد و این موضوع هم تهدیدی بالقوه برای امنیت ملی ایران است .

۳ ـ حقوق بشر

ایالات متحده خود را به عنوان حامی آزادی و عدالت در سطح جهان معرفی می کند . در اعلامیه استقلال حمایت از ازادی اقتصادی ، شخصی و مذهبی به عنوان وظیفه آمریکا در سطح جهان مطرح شده است . اصل و اساس این آزادی ها که در اعلامیه جهانی حقوق بشر مندرج است ، لیبرالیسم بوده و همچون رویکرد دموکراسی دیدگاهی جهان شمول دارد .

در حالیکه این با برداشت اسلامی جمهوری اسلامی ایران از حقوق بشر در تضاد است . حق آزادی انتخاب پوشش بانوان ، حق تغییر ازادانه مذهب و … با اصول محکم و لا یتغیر اسلامی در تضاد است . در واقع جمهوری اسلامی دیدگاه جهانشمول خود در خصوص حقوق بشر را متناسب با شریعت اسلامی پیشنهاد می کند . این پیشنهاد مورد قبول ایالات متحده نیست . این کشور همچنان که در سند استرتژِ امنیت ملی تصریح شده ، تلاش می کند که تا از ابزار حقوق بشر به عنوان اهرم فشاری برای در تنگنا قرار دادن نظام اسلامی ایران استفاده کند . در واقع قصد آمریکا بر این است که حقوق بشر را چون شمشیر دموکلس بر بالای سر جمهوری اسلامی ، با واسطه متحدین اروپایی یا بی واسطه ، قرار داده و از آن برای ایجاد فشار در سایر زمینه ها استفاده کند .

۴ ـ تروریسم

ایالات متحده ، ایران را به گسترش و حمایت از تروریسم متهم می کند . در استراتژی امنیت ملی آمریکا ، ایران به تلاش برای ایجاد و ازدیاد سلاحهای کشتار جمعی ، میکربی و اتمی محکوم شده است . استراتژیست های آمریکایی با ارتباط برقرار کردن ما بین گسترش سلاح های کشتار جمعی و حمایت ایران از تروریسم احتمال تجهیز تروریستها به این گونه سلاح ها توسط جمهوری اسلامی را مطرح نموده اند و بدینگونه ایران را تهدیدی منطقه ای و جهانی معرفی می کنند .

سند استراتژی امنیت ملی آمریکا مطرح می کند که « تروریسته بیشتر از تصورشان نسبت به ضعف کشورها جسارت عمل پیدا می کنند تا از نمایش تصمیمات محکم آنها » بدون ارائه ادله کافی دولت های پیشین آمریکا را به عمل گرا نبودن در برابر تروریسم متهم کرده و اقدام قاطع در برابر گروهها و کشورهای حامی تروریسم از راههای دیگر راهکارهای پیشنهاد شده در سند مزبور برای مقابله با تروریسم می باشد . برقرارای تحریم های سیاسی ، اقتصادی و مالی می تواند جمهوری اسلامی را تضعیف کند ، هر چند که ایران سالهاست که شاهد تحریک آمریکا علیه خود است ، اما گسترش تحریم ها به سایر کشورها بالاخص کشورهای اروپایی ضریب ضربه پذیری کشور را بالا خواهد برد .

گفتار دوم : جنگ روانی و رسانه ای آمریکا علیه ایران

بنیادی‌ترین تعریف از جنگ رسانه‌ای استفاده از رسانه‌ها برای تضعیف کشور هدف و بهره‌گیری از توان و ظرفیت رسانه‌ها (اعم از مطبوعات، خبرگزاری‌ها، رادیو، تلویزیون، اینترنت و اصول تبلیغات) به منظور دفاع از منابع ملی است. جنگ رسانه‌ای یکی از برجسته‌ترین جنبه‌های جنگ نرم و جنگ‌های جدید بین‌المللی است. اگرچه رسانه‌ای عمدتاً به هنگام جنگ‌های نظامی کاربرد بیشتری پیدا می‌کند، اما این به آن مفهوم نیست که در سایر مواقع جنگ رسانه‌ای در جریان نبوده و یا مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. جنگ رسانه‌ای تنها جنگی است که حتی در شرایط صلح نیز بین کشورها به صورت غیررسمی ادامه دارد و هر کشوری از حداکثر توان خود برای پیشبرد اهداف سیاسی خویش با استفاده از رسانه‌ها، بهره‌برداری می‌کند. جنگ رسانه‌ای ظاهراً میان رادیو و تلویزیون‌ها، مفسران مطبوعاتی، خبرنگاران خبرگزاری‌ها، شبکه‌های خبری و سایت‌های اینترنتی جریان دارد، اما واقعیت آن است که در پشت این جدال ژورنالیستی، چیزی به نام سیاست رسانه‌ای یک کشور نهفته است که به طور مستقیم توسط بودجه‌های رسمی مصوب پارلمان‌ها یا بودجه‌های سری سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی و سرویس‌های جاسوسی تغذیه می‌شود . [۲]

جنگ روانی (psychological  warfare ) از واژه های آشنایی است که امروزه با کارکردهای وسیع در ادبیات سیاسی جامعه حضور پیدا کرده است و توجه به این واژه با تعبیری دیگر ( جنگ نرم ) از مقوله هایی است که خصوصاً در ماههای اخیر و مرتبط با جریانات قبل و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری بسیار مورد تأکید رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است .

در حال حاضر به نظر می رسد شناخت ماهیت و ابعاد جنگ روانی برای فعالان عرصه هنر و رسانه بسیار ضروریست . با توجه به اهمیت و افزایش کارکرد جنگ روانی در دهه های اخیر و نقش رسانه ها در پیشبرد اهداف دولت ها و نیز استفاده دقیق و هوشمندانه رسانه های خارجی از این شیوه علیه جمهوری اسلامی ایران مطالعه و شناخت این پدیده برای رسانه ملی اهمیت زیادی دارد . از اینرو دستیابی به آثار علمی به منظور آشنایی همکاران صدا و سیما می تواند بسیار ضروری باشد . با توجه به محدودیت این منابع نگارنده سعی نموده تا در حد توان اشاره ای به تعاریف مختلف جنگ روانی داشته و پس از آن ضمن بررسی تاریخچه ، شکل گیری و اهداف شبکه مهم بی بی سی که این روزها در مورد آن بخصوص بخش فارسی شبکه حرفهای بسیاری گفته می شود به راهکارهای مختلف رسانه ای و در صدر آن شبکه بی بی سی به منظور ایجاد جنگ روانی اشاره ای هر چند گذرا داشته باشیم . بی شک از پایه های اساسی جنگ نرم عملیات روانی یا همان جنگ روانی است و آشنایی با جدیدترین فنون و تاکتیک های این کارزار می تواند به ارتقای دانش تخصصی همکاران در جهت مقابله و مبارزه در این میدان کمک کند .

تعاریف مختلف جنگ روانی :

جنگ روانی (psychological  warfar )  از واژه هایی است که تا کنون تعاریف مختلفی از آن ارائه شده است . از نخستین تعاریفی که برای جنگ روانی عنوان شده و در باور عمومی شکل پیدا کرده است می توان به این تعریف اشاره کرد : « جنگ روانی یعنی استفاده از هر نوع وسیله به منظور تأثیر گذاری بر روحیه و رفتار یک گروه با هدف نظامی مشخص » .

پل لاین برگر در کتاب معروف خود به نام ( جنگ روانی ) که در سال ۱۹۵۴ منتشر شده است ماهیت  جنگ روانی را علاوه بر این به اهداف اقتصادی یا سیاسی نیز مرتبط می داند . لذا بر این باور جنگ روانی نمی تواند محدود به عملیات نظامی باشد بلکه عبارت است « از مجموعه اقدامات یک کشور برای اثر گذاری و نفوذ بر عقاید و رفتار دولت ها و ملت ها به منظور کسب نتایج مطلوب » در دو دهه اول پس از جنگ جهانی دوم دکتر ین جنگ روانی در اروپا و آمریکا به گونه ای دقیق تر تدوین شد . صاحب نظران پذیرفتند که مفهوم اساسی جنگ روانی عبارت است از « دستکاری عقاید از طریق به کارگیری یک یا چند رسانه ارتباطی و به بیان دیگر ناتوان کردن دشمن برای عمل و عکس العمل » .

با توجه به تعاریف فوق یکی از مهمترین ابزارهایی که در این جنگ به کار گرفته می شود رسانه است . امروزه جنگ روانی دیگر محدود به موقعیت جنگی نمی شد لذا می توان آنرا معادل عملیات روانی تلقی کرد . از اینرو لوازم این عملیات نیز دیگر ارکان ارتش ، مارش های نظامی یا نامه های پراکنده توسط هواپیمای دشمن بر روی شهرها و حتی ستون پنجم نیست امروزه این رسانه های جمعی شامل رادیو ، تلویزیون ، اینترنت ، ماهواره و مطبوعات هستند که کارکرد عملیاتی دارند و صحنه گردانان این جنگ در نهایت رسانه ها  هستند ، لذا توجه به اهمیت رسانه ، مدیریت بر رسانه امری لازم و حیاتی در دنیا محسوب می شود و بی شک در کشور های پیشرفته با علم بر این هوشمندترین ، آگاهترین و تواناترین افراد در رده های مختلف رسانه شاغل هستند .

هدف جنگ ( عملیات ) روانی :

هدف از عملیات روانی تحت تأثیر قرار دادن و تحمیل اراده خود بر شخص یا گروه دیگراست . این گروه الزاماً یکی از سه دسته زیر را شامل می شود :

– طرفداران

  • مخالفان
  • افراد بی طرف

با این نگرش هدف اصلی عملیات روانی تقویت طرفداران ، جذب افراد بی تفاوت و بی طرف و نیز تعدیل یا تشکیک در مواضع مخالفین است بطوریکه بی اعتمادی به رهبران کشور یا جناح مقابل افزایش یافته و امید در جامعه کمرنگ شود .

قدرت نرم جایگزین جنگ روانی :

قدرت نرم واژه ای جدید است که برای جنگ روانی به کار می رود و امروزه شاهد این هستیم که بسیاری از کشورها مسیر جنگ نرم را سر لوحه کارهای اصلی خود قرار داده اند . ارتش آمریکا در مارس ۱۹۵۵ تعریف جالبی از جنگ روانی در آئین نامه رزمی خود ارائه کرد : « استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی که منظور اصلی آن تأثیر گذاری بر عقاید ، احساسات ، تمایلات و رفتار دشمن ، گروه بی طرف و یا گروه دوست است به نحوی که پشتیبانی برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی باشد آن هم با ابرازهایی غیر از ابزار نظامی ، سیاسی و اقتصادی » .

بر این اساس تبلیغات جزء اصلی و انکار ناپذیر جنگ روانی است اما نه همه آن .جوزف نای از پیشکسوتان جنگ نرم در سال ۱۹۸۹ عنوان می کند : « هدف جنگ روانی تأثیر گذاری و انجام دادن رفتارهایی است که  ما دلمان می خواهد طرف مقابل انجام دهد بدون اینکه هیچ اجبار یا فشاری در کار باشد » . به این ترتیب برای اولین بار ( قدرت نرم ) به جای ( جنگ نرم ) توسط جوزف نای مطرح شد و هم اکنون از مهمترین استراتژی های کشورهای قدرتمند جهان محسوب می شود .

برخی از مهمترین تاکتیک های جنگ روانی :

طراحان جنگ روانی نبرد خود را بر تبلیغات استوار کرده اند هدف آنها تأثیر گذاری بر عقاید افراد و جامعه است . در این راستا همانطور که گفتیم رسانه موثرترین ابزار جنگ روانی محسوب می شود برخی از  تاکتیک هایی که با این هدف توسط رسانه اعمال می شود به شرح ذیل می باشد :

۱- سانسور (censorship)

حذف عمدی مواردی از جریان عبور آگاهی به منظور شکل دادن عقاید و اعمال دیگران

۲- تحریف ( distortion )

تغییر در متن پیام به شیوه های مختلف و دستکاری خبر از طریق تعدیل ،  شاخ و برگ دادن وجذب در پیام

۳- ایجاد دشمن فرضی ( to make an imaginary enemy )

دشمن جلوه دادن شخص ، اشخاص و یا هر هدف دیگری برای مخاطب از طریق القاء پیام های مختلف و پیاپی ( زنجیره ای ) با طراحی از پیش تعیین شده .

۴- القاء بخشی از حقایق ( to release face partially )

حذف بخش یا بخشهایی ازیک پیام به منظور تحت تأثیر قرار دادن مخاطب از طریق کم رنگ کردن بخشی از پیام و پر رنگ جلوه دادن بخشی دیگر

۵- محک زدن ( probing )

انتشار پیامی خاص به منظور ارزیابی اوضاع جامعه و یا ملاحضه بازخورد نظر حاکمان یا گروهی خاص در جامعه

۶- گسترش ادعا به جای اظهار واقعیت ( pretension instead of truth )

شیوه ای که در آن پیامی مهم در سطح جامعه گسترش می یابد تا در پی آن گروه یا شخصی خاص مجبور به ارائه پاسخ شود .

۷- شایعه ( Rumor )

در جائیکه خبر نباشد و یا منبع خبر موثق نباشد رسانه با تولید شایعه به هدف القای پیام دست می یابد این هدف می تواند شامل ایجاد یک تنش و یا تسکین تنشی در جامعه باشد .

۸- استفاده از عواطف مخاطبین ( to play on the emotions of the audience )

در این روش رسانه با بکارگیری الفاظی در متن پیام سعی می کند بار عاطفی پیام را افزایش داده و ضمن بر انگیختن احساسات او پیام خود را القاء نماید .

۹- استفاده از دو خبر واقعی برای طرح یک خبر ساختگی

( touse two factual news Items in order to leg itemize A false news  )

در این شیوه رسانه سعی می کند دو خبر مرتبط به هم را که کاملاً سندیت دارد بگونه ای در کنار هم قرار دهد تا پذیرش خبر سوم مرتبط با آن که می تواند دروغ باشد به راحتی برای مخاطب میسر گردد .

۱۰- پیچیده کردن خبر برای کشف نشدن حقیقت

در این شیوه رسانه با ارسال انبوهی از پیام های مختلف ذهن مخاطب را از پیگیری پیام اصلی دور می کند .

۱۱- دروغ بزرگ ( Big-lie tactic  )

گوبلز می گوید : دروغ هر قدر بزرگ باشد باور آن برای توده های مردم راحت تر است . دروغ را به حدی بزرگ بگویید که کسی جرئت فکر و تکذیب آن را نکند .

نمونه بارز این شیوه در جنگ آمریکا با عراق و تسخیر سریع بغداد با گسترش خبر جنگ الکترونیک توسط رسانه های آمریکایی رخ داد .

۱۱- ارائه قطره چکانی اطلاعات ( Dribble tactic  )

در این شیوه به منظور اعتماد سازی و نیز عادت دادن مخاطب به پیگیری اخبار ، اطلاعات تدریجی در اختیار مخاطب قرار می گیرد .

مبحث دوم : حمایتهای کیفری از پدافند غیر عامل در حوزه امنیت ملی ایران

گفتار اول : اقدامات پدافند غیرعامل در حوزه امنیت ملی

اقدامات پدافند غیرعامل در سطوح نظامی و غیرنظامی، نقش موثر و اجتناب ناپذیری در هریک از مولفه های امنیت ملی به شرح زیر ایفا می کند:

جدول۱- مولفه های امنیت ملی و دفاع غیرعامل

مولفه های امنیت ملی تاثیرات اقدامات دفاع غیرعامل
حفظ جان مردم کاهش تلفات جمعیت نظامی و غیرنظامی کشور در برابر تهدیدات و حملات نظامی دشمن به عنوان با ارزش ترین سرمایه های یک کشور
حفظ تمامیت ارضی تقویت توان رزمی و دفاعی نیروهای مسلح و بالا بردن آستانه مقاومت کشور در حفظ سرزمین و ایجاد بازدارندگی
حفظ سیستم های اقتصادی و سیاسی کاهش آسیب پذیری و خسارات تاسیسات، تجهیزات و نیروی انسانی مراکز حیاتی و حساس
حفظ استقلال و حاکمیت کشور حفظ مراکز عمده عدایت و رهبری سیاسی و نظامی، اجتماعی، زیرساخت های حیاتی و حساس و مهم در برابر تهدیدات آشکار و نهان دشمنان از جمله عوامل اساسی در حفظ استقلال و حاکمیت کشور می باشد.

گفتار دوم : اقدامات باز دارنده و دفاع غیر عامل

دولتها زمانی به به اعمال بازدارندگی روی می آورند که بخواهند دیگر کشورها از انجام اقدامات مضر به منافع خود منصرف نمایند، اعمال بازدارندگی اغلب با مشکلاتی مواجه است. با این وجود، در مقایسه با اعمال زور که به معنای وادار ساختن کشورها به اتخاذ رویارویی معین و یا پرهیز از چنین رویارویی است، آسان تر می باشد.

روشهای حصول بازدارندگی به شرح زیر می باشند:

۱- اعمال مجازات سخت [۳]

نخستین روش، تهدید دشمن به اعمال مجازاتهای سخت می باشد، این تهدید در صورتی انجام می گیرد که دشمن اقدامی مغایر با آنچه مورد نظر است انجام دهد.

چنین اقدامی، بازدارندگی از طریق اعمال مجازات نامیده می شود و متداولترین نوع بازدارندگی است. در واقع بازدارندگی از این طریق چنان رایج است که بسیاری از تعاریف مربوط به طور تلویحی آن تنها راه اعمال بازدارندگی می دانند، پاتریک مورگان Patrick Morgan) می گوید: “معنای بازدارندگی بر کسی پوشیده نیست، تهدید به وارد ساختن لطمات برای ممانعت از عمل کسی که مخالف اقدام وی هستید”.

۲- تحذیر [۴]

روش دوم اعمال بازدارندگی از طریق تحذیر است، یعنی القای این تصویر به دشمن که از چنان قدرت دفاعی بر خوردارید که تجاوز به آن بی ثمر خواهد بود. اعمال بازدارندگی از طریق تحذیر بنا به تعریف عبارت است از متقاعد ساختن متخاصم نسبت به اینکه انجام تجاوز موفقیت آمیز، چنانچه غیر ممکن نباشد، بعیید خواهد بود. آنچه از گذشته تا قرن حاضر از کشورها انتظار می رفت، شکست دشمنان خود بیش از اعمال مجازاتهای قابل ملاحظه بود. اعمال استراتژی  مجازات بدون توجه به قابلیت تحذیر غیر ممکن است. تحذیر در طول تاریخ با بهره گیری از دفاع غیر عامل بکار رفته است. دفاع غیر عامل، مستحکم ساختن اهداف نظامی و غیر نظامی برای ایمن سازی آنها در برابر حملات و پیچیده، سخت و پر هزینه نمودن اقدام دشمن از طریق مکان یابی مناسب و مراکز حیاتی و حساس، اقدامات ضدشناسایی و مقابله با قابلیت سامانه های شناسایی و آشکار ساز هدف) ایجاد پراکندگی و تمرکز زدایی و کوچک سازی، و توزیع مراکز ثقل در کل فضای سرزمینی کشور) می باشد. فرایند اقدامات دفاع غیر عامل باید این تفکر و باور را در مغز دشمن ایجاد نماید که حقیقتآ تجاوز به چنین کشوری مشکل، پیچیده، سخت و پر خرج می باشد.

۳- تجدید اطمینان [۵]

سومین طریقه بازدارندگی تجدید اطمینان می باشد. در این روش تلاش می شود تا سایر کشورها متقاعد گردند که مقاصد مورد نظر شما، خطری را برای آنها در بر نداشته و بدین سان از خطر اینکه تلاشهای به عمل آمده در خصوص بازدارندگی منجر به بروز تهدیدات تدافعی از سایر کشورها شود کاسته خواهد شد. ابرقدرتها در خلال جنگ سرد از این تاکتیک با استفاده از ابتکاراتی چون کنترل تسلیحات، شامل برقراری خط سرخ یا خط ارتباط مستقیم سریع تلفنی میان سران آمریکا و شوروی در زمان جنگ سرد برای ممانعت از بروز جنگ تصادفی هسته ای، محدودیت در آزمایش سلاحهای هسته ای و مذاکرات کاهش و محدود سازی تسلیحات استراتژیک سالت و استارت) پیروی می کردند. هدف از تجدید اطمینان، اجتناب از بروز خشونت های ناشی از تصورات نادرست و بر طرف کردن ترس متخاصم می باشد.

اقدامات دفاع غیر عامل در مقایسه با اقدامات آفندی و پدافندی تسلیحاتی از نظر اخلاق بشر دوستی و سیاسی مفهومی صلح دوستانه، تنش زدا و مسالمت آمیز داشته و از این رو در راستای روش تجدید اطمینان در بازدارندگی می باشد.

  • ـ سازش

سازش به عنوان روش بازدارندگی و آخرین انتخاب شامل اعطای پاداش به دشمن در ازای خودداری از اتخاذ اقدامات نامطلوب است. کویت سازش را تا اندازه ای با موفقیت در خلال مناقشات قبلی خود با عراق اعمال نمود برای نمونه در سال ۱۹۶۳ وام بدون بهره به میزان ۸۵ میلیارد دلار  با بازپرداخت ۲۵ ساله به این کشور اعطا کرد و عراق در به اصطلاح یادداشت تفاهم اکتبر ۱۹۶۳ از ادعای خود نسبت به جزایر بوبیان و وربه دست کشید؛ توافقنامه غیر مکتوب سال ۱۹۶۹ میان عراق و کویت این امکان را به عراق داد تا به منظور حمایت از بندر ام القصر در برابر ایران، سربازانی را در کویت مستقر سازد.

سازش صرفا هنگامی کارایی مناسبی خواهد داشت که اهداف دشمن محدود بوده و هزینه انطباق پذیری و مدارا و باج دهی قابل تحمل باشد. هنری اسکوپ جانسون سناتور سابق آمریکا اغلب اتحاد جماهیر شوروی را سارقی تشبیه می کرد که در راهروی هتلی قدم زده و در اتاقها را امتحان می کند تا در صورت باز بودن، آنها را مورد سرقت قرار دهد، اعطای امتیازات برای متخاصمین فرصت طلب و زورمداران استکبار جهانی نه تنها نتیجه ای نخواهد داشت، بلکه منجر به ارئه در خواستهای بیشتری هم خواهد شد، باج دهی زمانی مؤثر خواهد بود که متخاصمین دارای امیال محدودی بوده و امکان برآورده سازی آن بدون هزینه بالایی وجود داشته باشد.

گلیپن در این خصوص اظهار می دارد: شاید بزرگترین وظیفه دولتمردان پاسخگو و محتاط این مطلب، این باشد که چه زمانی باج دهی به راه حل مسالمت آمیز مناقشات ختم خواهد شد و چه هنگام اینگونه نخواهد بود)).

در فصل ۱۰ قانون برنامه چهارم توسعه قوانین مرتبط با امنیت ملی مطرح شده  است . ماده ۱۲۱ بند۱۱ به موضوع پدافند غیر عامل اشاره دارد و مطابق متن زیر مواردی را در این خصوص برای خود لازم نموده است:

« رعایت اصول پدافند غیر عامل در طراحی و اجرای طرحهای حساس و مهم و یا در دست مطالعه و نیز تأسیسات زیربنایی و ساختمانهای حساس و شریانهای اصلی و حیاتی کشور و آموزش عمومی مردم توسط دستگاههای اجرایی موضوع ماده ۱۶۰ این قانون، به منظور پیشگیری و کاهش مخاطرات ناشی از سوانح غیرطبیعی.»

[۱] . سی رایت میلز، نخبگان قدرت، ترجمه: بنیاد فرهنگی پژوهشی غرب‏شناسی، (انتشارات فرهنگ مکتوب، ۲۳، ۱۳۸۳، ص ۴۳۵

[۲] . هربرت شیلر، وسایل ارتباط جمعی و امپراتوری امریکا، ترجمه: احمد میرعابدینی، سروش ،۱۳۷۷ ، ص ۱۰۰

[۳] . Severity

[۴] . Celerity

[۵] . Certainly

0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *