طلاق

طلاق بمعنای جدا شدن زن از مرد است و اسم فاعل آن ینی « طالق » بدون نیاز به تاء تانیث در مورد زن استعمال می شود ؛ ماده « طلق » در باب افعال و تفعیل به مرد در نقش فاعلی و به زن در نقش مفعولی نسبت داده می شود . [۱]

واژه طلاق در پارسی به معنای بیزاری و جدایی کامل است و همراه با فعلهای کمکی افتادن ، دادن ، خوردن ، گرفتن و بستن به کار می‌رود و در تازی این‌ واژه مصدر فعل مجرّد و اسم مصدر فعل مزید است،همانند سلام و کلام و به‌ معنای رهانیدن و گشودن قید و بند است چه این گشایش از قید و بند معنوی باید مانند «طلقت القوم» یعنی قبیله را رها کردم و چه از قید و بند محسوس همانند « الناقه الطالقه » یعنی شتر رها شده . در لغت عرب واژه تطلیق برای گسست پیوند زناشویی بیشتر به کار می‌رود واژه طلاق برای رها شدن از قیود دیگر به کار گرفته‌ می‌شود .[۲]

واژه طلاق در اصطلاح شریعت همان مفهوم عرفی رایج میان عقلا را می‌رساند که شارع مقدس آن را با شرایط خاصی امضا کرده است و به معنای : گشودن پیوند زناشویی با واژه مخصوص طلاق،یا اشاره و نوشته‌ای است که‌ جایگزین آن باشد چه پیوند زناشویی بلافاصله گشوده شود و چه بعد از گذشت‌ زمان معین . در اصطلاح حقوق نیز طلاق عبارتست از ایقاعی تشریفاتی که به موجب آن مرد به اذن یا حکم دادگاه زنی را که به طور دائم در قید زناشویی اوست،رها می‌سازد .بهترین وکیل تهران

صاحب جواهر طلاق را در لغت به معنای گشودن گره و رها کردن آورده ؛ ولی معنای اصطلاحی آن را چنین تعریف می کند : « ازاله قید النکاح بصیغه مخصوصه »[۳] ؛ شهید ثانی نیز طلاق را چنین بیان می کند : « ازاله قید النکاح بغیر عوض بصیغه طالق »[۴] .

قید « صیغه مخصوص » در تعریف بالا به این جهت است که تعریف فسخ نکاح را از تعریف طلاق خارج کند . همچنین گاهی که قید « بغیر عوض » آمده ، می خواهند بدین وسیله خلع و مبارات را از طلاق مطلق متمایز و جدا نمایند  . [۵]

از لحاظ قانون مدنی نیز طلاق عبارتست از انحلال رابطه زناشویی در عقد نکاح دائم خواه به قصد و رضای زوج باشد (مواد ۱۱۳۳- ۱۱۳۹ ق.م) خواه بوسیله نماینده قانونی زوج مانند طلاق دادن زوجه مجنون دائمی بوسیله ولی او ( ماده ۱۱۳۷ ق.م) یا مانند موردی که زوجه به استناد وکالت از زوج، خود را مطلقه می سازد

[۱] . معلوف ، لوئیس ، المنجد ، قم ، اسماعیلیان ، دو جلدی ، ۱۳۶۲ ، چاپ اول ، ذیل واژه طلاق ، ص ۱۷۰۵ و قرشی ، علی اکبر ، قاموس قرآن ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، بی تا ، ج ۴ ، ص ۲۳۱

[۲] . بستان نجفی ، حسین ، اسلام و جامعه شناسی خانواده ، قم ، پژ.هشکده حوزه و دانشگاه ، ۱۳۸۳ ، ص ۲۲۹

[۳] . نجفی ، محمد حسن ، پیشین ، ج ۳۲ ، ص ۲

[۴]. شهید ثانی ، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه ، قم ، چاپخانه علمیه ، ده جلدی ، بی تا ، ج ۶ ، ص ۱۱

[۵]. محقق داماد ، سید مصطفی ، حقوق خانواده ، تهران ، مرکز نشر علوم اسلامی ، ۱۳۸۲ ، ص ۳۸۰

0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *