۶ چیزی که یک وکیل طلاق از شما می خواهد

۱ ـ منظم بودن : منظم بودن موجب صرفه جویی در هزینه می شود. اگر از شما بخواهم خلاصه و مستندات صورتحساب هایتان ، بدهی ها و هزینه ها را به من بدهید، آنها را در یک جعبه کفش پر از اسناد به من تقدیم نکنید. ( تصور کنید که احساستان چه خواهد بود اگر یک سند را در یک جعبه پیراهن برایتان ارسال کنم ) همه مدارک ، کپی آنها و خلاصه ای از اسناد را برایم ارسال کنید ؛ تا بدانم که چه کاری باید انجام شود . همین امر برای پیام های متنی ، ایمیل ها و یادداشت های شما نیز صدق می کند .

۲ ـ اگر وسط حرف شما می پرم آن را مسئله ای شخصی تلقی نکنید : نمی خواهم بگویم که این مسئله به من اجازه می دهد که بی ادب باشم و یا اهمیتی به سابقه و صحبت های شما نمی دهم. اما من از این واقعیت آگاه هستم که هر دقیقه که صحبت می کنیم برای شما هزینه بر خواهد بود . اگرچه من نیاز به داشتن تمام اطلاعات مربوط به شرایط شما را دارم ، اما اگر گفتگوی ما به بیراهه کشیده شود مسائل مرتب تکرار شده و در این صورت نمیتوانم به درستی کار خود را انجام دهم .

۳ ـ اجازه ندهید که بیشتر از آنچه که لازم است از شما اطلاعات دریافت کنم : اگر فکر می کنید که به علت شرایط خاص و تاثیر ناخوشایند بر فرزندانتان نمی توانید که برنامه دیدارهای زیادی را بپذیرید ، این مسئله را به وضوح برای من روشن کنید . فقط به این دلیل که می توانم ترتیب ملاقات بیشتری برای شما به دست آورم و این بدین معنی نیست که این مسئله برای شما یا فرزندانتان بهترین عملکرد است ، پس به من کمک کنید تا شرایط را درک کنم. همین مساله برای دارایی های مشترک نیز صادق است . کمک کنید تا با دنبال کردن و پیگیری مسائل ضروری در هزینه های شما صرفه جویی کنم .

۴ ـ بدانید که من قبلا تمام این مسائل را شنیده ام : نکات ناراحت کننده را تکرار نکنید . اگرچه من از شما جزئیات زندگی تان را نخواسته ام اما دانستن اطلاعاتی راجع به شیوه زندگی جایگزین ، اعتیاد ، ترس ها و یا هر وضعیت دیگری که موجب خجالت شما می گردد بسیار ضروری و مهم است . احتمالا نمی توانم راجع به زندگی تان شما را نصیحت کنم و یا در مسائلی که اطلاعات کافی از آنها ندارم شما را راهنمایی کنم . اما نکته بد این ماجرا این است که اگر چنین موضوعاتی برای بار اول از طرف وکیل همسر یا از طرف قاضی مطرح شود ، موجب تحقیر و ناراحتی ای می شود که از آن فرار می کرده اید.

۵ ـ چنانچه چیزی را نمی دانید از من سوال کنید :  درباره آنچه که نمی دانید عذر خواهی نکنید . توجه داشته باشید که هدف من این است که شما را با کمترین دشواری و پیامد و نسبت به شرایط موجود از این وضعیت برهانم . به یاد داشته باشید که من هیچ چیزی راجع به دنیا و اهداف شما نمی دانم . این که آیا در مدرسه تدریس می کنید ، و یا بهداشت دندان های خود را رعایت می کنید ؛ به حرفه و وظیفه من ارتباطی ندارد. من سوالات فراوانی دارم که باید از شما بپرسم تا بتوانم به شما کمک کنم ، فلذا وقت چندانی برای صحبت های متفرقه باقی نمی ماند . اگر چیزی را توضیح دادم و شما متوجه نشدید ، از من بخواهید که آن مسئله را واضح تر بیان کنم . همانگونه که ممکن است من برای درک شرایط شما چندین بار سوالات خود را تکرار کنم . لازم است که این فرآیند را درک کرده و بدانید که وظیفه من چیست. در هر حال ما یک تیم هستیم.

۶ ـ شما باید حقیقت را به من بگویید : اگر قصد دارم کار خودم را انجام دهم و بهترین نتایج قانونی ممکن را با توجه به حقایق بدست آورم ، باید تمام حقیقت و جنبه های متفاوت آن را بدانم . پس هرگز به من دروغ نگویید . اطلاعات را به صورت انتخاب شده به من ندهید ، نقاط منفی را کم رنگ و نقاط مثبت را پر رنگ نکنید . فقط مسائل را به من واگذار کرده و در عوض متعهد خواهم شد که همین رفتار را در قبال شما خواهم داشت.

0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *