راهبردهای پلیس انگلستان در پیشگیری از جرم از طریق مدارس

متوسطخوبخیلی خوبعالیبسیارعالی (امتیاز دهید)
Loading...

درگیر شدن پلیس در امور مدارس ، پدیدۀ جدیدی نیست.از بیش از نیم قرن گذشته، نیروهای پلیس بسیاری از کشورها ، از طرق فراوان با مدارس ارتباط برقرار کرده اند.در بیشتر این مدت، این نقش آفرینی محدود به جمع آوری دانش آموزان فراری ، تامین امنیت دوچرخه سواری یا عبور و مرور دانش آموزان یا پیشگیری از سوء استفاده ازکودکان بوده است.بهترین وکیل تهران

اما، از ابتدای دهۀ ۱۹۶۰به بعد، تغییرات تدریجی وجود داشته و در دهۀ ۱۹۹۰منجربه ایجاد ارتباطات بسیار رسمی و نزدیک بین پلیس محلی و مدارس شده است.به عنوان مثال در امریکا بکارگیری ماموران خاص پلیس به عنوان افسران کاردان مدارس، انتقال برنامه های پیشگیری از موادمخدر، یا بکارگیری سیاست های انعطاف صفر، همگی پلیس را به امور روزمرۀ مدارس نزدیک تر ساخته است.وکیل پایه یک دادگستری

بسیاری از این تحولات در واکنش به افزایش عمومی بزهکاری اطفال صورت گرفته که ویژگی خاص بیشتر کشورهای غربی از دهۀ ۱۹۶۰تا دهۀ ۱۹۹۰بوده است.این تحولات همچنین تغییرات عمومی تر در گرایش علیه خشونت و جرم در نوجوانان را منعکس می سازند.

در حال حاضر در بسیاری از کشورها، نقش محیط مدرسه در وقوع جرم یا پیشگیری از آن به رسمیت شناخته شده است.در طول سالیان دراز، قلدری،نزاع، فرار از مدرسه و استعمال موادمخدر ویژگی زندگی دانش آموزی بوده اند، اما ارتباط مهم این مسائل با بزهکاری و بزه دیدگی و سایر آثار آن بر بهداشت و توسعۀ اجتماعی در حال حاضربیش از پیش شناخته شده است.همچنین تمایل زیادی به برچسب زدن رفتارهای مدرسه ای به عنوان جرم وپاسخ دهی مناسب به آن (از منظر پلیس و نه مدرسه) وجود دارد.

بالاخره، اوج گیری وقایع خشونت آمیز مانند تراژدی کلمبیندر امریکا یا تیراندازی در مدرسه ای در شهر ارفورت آلمان نیز به افزایش نگرانی در مورد نیاز به توسعۀ برنامه های اثربخش پیشگیری از جرم درمدارس کمک کرده است.

در حال حاضر در بسیاری از کشورها ، مدارس برای مقابله با جرم در درون و اطراف مدارس، همکاری فعالانه ای با پلیس دارند. جرم و مشکلات رفتاری در مدارس همچنین بطور فزاینده ای به معضل جامعه و خانواده ها نیز تبدیل شده است.مراکز محلی مانند شورای اروپا دولت ها را ترغیب به توسعۀ مشارکت های محلی برای پیشگیری و مبارزه با بزهکاری در مدارس کر ه اند و پلیس به عنوان یکی از مهم ترین اعضای این مشارکت ها در نظر گرفته شده است.

۱ ـ رویکردهای موجود در زمینه مداخلات پیشگیرانۀ پلیس در مدارس

در کشورهای مختلف تفاوت های محسوسی در روش های مشارکت پلیس و مدارس، اهداف و روش مداخله ای آنها وجود دارد اما در مجموع در برنامه های پلیس و مدارس ابعادی چون ؛ پیش کنشی یاواکنشی بودن، بازدارنده یا پیشگیرانه بودن ، عمومی یا هدفمند بودن ، عام یا خاص بودن اهداف برنامه ، رسمی یا غیر رسمی بودن روش پلیس، کوتاه مدت یا میان مدت و یا دراز مدت بودن نتایج و بالاخره دو یا چند جانبه بودن مشارکت ها، قابل مطالعه است.

پیش کنشی یا واکنشی بودن : در رو یکرد واکنشی، پلیس نقش چندانی درپیشگیری برای خود قائل نیست بلکه پلیس با بسیج امکانات خود صرفاً در برابر حوادث واکنش نشان می دهد و پس از وقوع حادثه از طریق مدارس فراخوانده می شود و اقدامات لازم را به عمل می آورد.

نهایت موفقیت پلیس در این رویکرد حضور قوی وسریع و موثر پس از ارتکاب جرم در صحنه و دستگیری بزهکاران و پاسخگویی مناسب به تماس های شهروندان و مدارس جهت ارائه خدمات واکنشی پلیسی است.در حالی که،رویکرد پیش کنشی پلیس را ملزم می کند که برای پیشگیری از موقعیت ها یا رفتارهای منجر به جرم، خشونت، استعمال موادمخدر یا مسائل دیگر ، مداخله کند و تلاش کند که با بسیج نیرو وامکانات از وقوع جرم جلوگیری کند.

بازدارنده یا پیشگیرانه بودن : مصادیق رویکرد بازدارنده شامل حضور افراد یونیفرم پوش پلیس برای اهداف نظارتی یا استفاده از ماموران مخفی پلیس است . رویکردپیشگیرانه می تواند شامل آموزش پیشگیری از استعمال موادمخدر یا کار نزد یک با کودکان در معرضِ خطر باشد.

عمومی یا هدفمند بودن : اقدامات پلیس می تواند عمومی بوده و مانند تدابیر پیشگیری اولیه به سوی همۀ دانش آموزان یک منطقه یا تمام دانش آموزان یک مدرسه هدایت شوند، یا اینکه مانند تدابیر پیشگیری ثانویه دانش آموزان در معرض خطر یا مدارس واقع در مناطق بسیار محروم را مورد هدف قرار دهد.

عام یا خاص بودن اهداف برنامه : اهداف پلیس از مداخله در امور مدارس می تواندکلی باشد مانند ایجاد ارتباط خوب با نوجوانان و از بین بردن بی اعتمادی آنان نسبت به سازمان پلیس و عملکرد آن ، یا اینکه بر مسئلۀ خاصی ما نند پیشگیری از عضوگیری باندها یا استفاده از الکل و موادمخدر، تمرکز داشته باشد.

رسمی یا غیر رسمی بودن روش پلیس : روشی که پلیس وظایف خود را درمدارس انجام می دهد، ممکن است رسمی باشد مانند حضور با لباس فرم در مدارس وتاکید بر شناخته شدن پلیس و وظایف آن، یا غیر رسمی باشد مانند حضور با لباس شخصی و ارتباط غیر رسمی با دانش آموزان یا خانواده ها، شرکت در فعالیت های ورزشی، یا ارتباط نزدیک تر با دانش آموزان به عنوان مربی.

کوتاه مدت یا میان مد ت و یا دراز مدت بودن خروجی های مورد نظر برنامه ها : نتایج مورد نظر برنامه ها ممکن است کوتاه مدت باشد مانند شناسایی فروشندگان موادمخدر یا اعضای باندها، یا میان مدت و یا دراز مدت باشد مانند تغییر گرایش ها و رفتارها و کاهش احتمال بزهکاری آتی دانش آموزان و بالاخره: دو یا چند جانبه بودن مشارکت : افراد پلیس ممکن است از طریق مشارکت دو جانبه کار کنند، یعنی فقط با مدرسه ارتباط داشته باشند و یا اینکه چند جانبه کار کنند یعنی مشارکت گسترده تری با نهادها و سازمان های محلی دیگر داشته باشند.

۲ ـ الگوهای موجود در زمینه اقدام پلیس در مدارس

در بررسی های به عمل آمده ، سه الگوی مختلف در مورد اقدام پلیس در مدارس شناسایی شده است.

با اینکه مقایسه بین کشورها در مواردی دشوار است، لیکن بافرض تفاوت در ساز مان های پلیس، سیستم های آموزش و پرورش و فرهنگ ها وزمینه های کلی، طیف برنامه ها در این سه شکل کلی مفید به نظر می رسد.

سه الگوی اصلی همکاری پلیس و مدرسه عبارتند از :

ماموران پلیس مدرسه : برنامه هایی که ماموران پلیس را در مدرسه قرار می دهند مانند الگوی افسران کاردان مدرسه؛

پلیس به عنوان آموزش دهنده : برنامه هایی که افسران پلیس در آنها به عنوان آموزش دهنده عمل می کنند؛

طرح جامع پلیس و مدرسه : یعنی مواردی که پلیس معمولا به عنوان بخشی ازشبکۀ گسترد ه متشکل از نهادهای محلی، ادارات عمومی و اجتماعی با مدارس کارمی کند.

الف : الگوی پلیس مدرسه  

نخستین و گسترده ترین الگوی اقدام پلیس در مدارس شامل برنامه هایی است که ماموران پلیس در آنها براساس برنامه هایی بطور تمام وقت یا پاره وقت به مدارس اختصاص داده شده اند .

ب : فعالیت ماموران پلیس به عنوان آموزش دهنده

دومین الگوی رایج د رگیر شدن پلیس در مدارس، نقش آموزشی است.این الگو کهن ترین شیوۀ همکاری بین پلیس و مدارس است و از ابتدای قرن بیستم مورد استفاده قرار گرفته است.در شروع کار، این الگو شامل درس های موردی در مورد امنیت دوچرخه سواری، امنیت جاده یا پیشگیری از سو ء استفاده از کودکا ن بوده است.

به مرورزمان تاکید زیادی بر پیشگیری و مخصوصا پیشگیری از موادمخدر صورت گرفته است.بسیاری از این برنامه ها دوجانبه بوده و محدود به پلیس و مدارس یا پلیس و ادارات آموزش و پرورش بوده است.

بسیاری از ادارات پلیس سخنرانی هایی را در مورد موضوعات مرتبط با جرم برای دانش آموزان و معلمان و کارکنان مدارس برگزار می کنند.به عنوان مثال در کانادا ، ادارات پلیس وینیپگ و کالگاری مجموعه سخنرانی هایی رابرای مدارس و والدین تهیه کرده اند که موضوعات آنها از قلدری تا رانندگی با وسایل نقلیه دارای نقص فنی و از امنیت فرد ی تا جرائم مرتبط با اینترنت را شامل می شوند.پلیس کلان شهر لندن نیز خدمات متنوعی را ارائه می دهد که با نیازهای مدارس ابتدایی و دبیرستان مطابقت داده شده است.

در سال های  اخیر و مخصوصا در امریکا ، پلیس در ارائۀ برنامه های آموزشی ساختاری که با همکاری متخصصان موضوعی تهیه شده و مسائل خاصی  را  مورد  هدف  قرار می دهند ، درگیر شده است. این امر برنامه هایی مانند د.ا.آر.ای و جی.ار.ای.ا.تی را شامل می شود که برای ایجاد مقاومت در برابر استعمال موادمخدر و عضویت در باندهای تبهکاری نوجوانان طراحی شده اند. اجرای این بر نامه ها در برخی موارد، بخشی از وظایف افسران کاردان مدارس را تشکیل می دهد اما در بسیاری از موارد افسران مذکور در مدارس حضور دائم نداشته و این آموز ش ها تنها شکل سر و کار پلیس با مدارس راتشکیل می دهد.

پ : الگوی همکاری جامع پلیس و مدرسه  

سومین نوع همکاری پلیس و مدارس مشارکت چند جانبه یا طرح های همکاری جامع است که علاوه بر پلیس و مدارس، سایر بخش های خدماتی را در بر می گیرند.این برنامه ها ممکن است اهداف متنوعی مانند تبادل اطلاعات، مساعدت در اجرای برنامه های خاص، بازدید عادی از مدارس و مشاوره و پشتیبانی را شامل شوند.

برخی از پروژه های انفرادی نیز که تحت الگوهای قبلی مورد بحث قرار گرفت، می توانند با این معیارها مطابقت داشته باشند.به عنوان مثال برنامه مشارکت برای مدارس امن که درانگلستان آغاز شد، به دنبال تشکیل مجموعۀ گسترده تری از تدابیر برای اصلاح رفتاردانش آموزان مدارس است و این امر مستلزم همکاری گسترده تر تحت هدایت دادگاه اطفال وسایرین در سطح محلی است. این اقدامات شامل بخش های پشتیبانی آموزشی،نظارت الکترونیکی ثبت نام، جمع آوری جدی دانش آموزان فراری از مدرسه، آموزش تمام وقت برا ی دانش آموزان مردودی، تیم های مشترک برای حمایت آموزشی و رفتاری مشخص از دانش آموزان در معرض خطر و فعالیت های تعطیلات تابستانی برای این قبیل دانش آموزان است.

۳ ـ پلیس وپیشگیری از طریق اقدام در مورد گروه های در معرض خطر

 یکی دیگر از سیاست های پیشگیری اجتماعی پلیس پیشگیری از گسترش جرم و ناامنی در مورد گروه های در معرضِ خطر بزه کاری یا بزه دیدگی است. منظور از گروه های در معرض خطر بزه دیدگی همان بزه دیدگان آسیب پذیر است، کسانی که ریشه و منشا بزه دیدگی شان و علت توجه مجرمین حرفه ای به آنها، همان وضعیت و موقعیت های خاصِ آسیب پذیری آنان است.

به این معنا که اگر این وضعیت ها در آنان وجود نمی داشت و یا آن موقعیت خاص برای آنان پیش نمی آمد، یا بزه دیده واقع نمی شدند یا احتمال بزه دید گی شان کمتر بود.توجه به جنبه های مختلف پیشگیری از جرم به ویژه در خصوص گروه ها ، خانواده ها ، اطفال و نوجوانان در معرض خطر در ماده ۸قطعنامه ۱۴/۲۰۰۲شورای اقتصادی اجتماعی سازمان ملل متحد مد نظر قرار گرفته استو در کشورهای مختلف جهان سازمانهای پلیس فعالیت های خوبی را در این زمینه آغاز کرده اند.

با عنایت به اینکه احصا و بررسی تمامی اشکال حمایت از گروههای در معرض خطر خارج از حوصله بحث است، لذا صرفاً به بررسی اقدامات پلیس در مورد حمایت از سه گروه در معرض خطر یعنی زنان، کودکان و نوجوانان و اقلیت های نژادی خواهیم پرداخت.

الف : اقدامات پیشگیرانه پلیس در مورد بزه دیدگی زنان

مشارکت روز افزون زنان در فعالیت های اجتماعی و کارهای خارج از منزل شانس درگیر شدن آنان با موقعیت های بزهکارانه را نیز بیشتر می کند.بر همین اساس در چند دهه اخیر سازمانهای پلیس در بسیاری از کشورهای جهان ضرورت بکارگیری نیروهای پلیس زن به منظور محو زمینه های مختلف تبعیض علیه زنان را احساس کرده اند.لذا در رابطه با حقوق بشر و نیز جلوگیری از نقض آن، شرایط زندگی زنان باید مورد توجه جدی پلیس باشد.

۱ ـ مبارزه با خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان از جمله مشکلات اجتماعی مشهود است که از روند روبه رشدی برخوردار است.خشونت در خانواده نیز پدیده خاصی است که همواره به دلیل روابط غیر صمیمی بین افراد نزدیک رخ می دهد و تأثیر عمیقی بر کل خانواده می گذارد .

دلیل اصلی خشونت علیه زنان ریشه اجتماعی و تاریخی در روابط نامطلوب زن و مرد، سوء استفاده از قدرت توسط مرد و همچنین عدم توازن قدرت بین زن و مرد دارد.

خشونت علیه زنان به اشکال مختلف نمایان می شود که متداول ترین اشکال آن:

 جسمی(کتک، لگدزدن و خفه کردن)

 روحی(سوء استفاده از احساسات و نیز سوء استفاده کلامی، تمسخر و استهزاء، بی آبرویی و خشم وغضب)،

 جنسی(تجاوز ، سوء استفاده جنسی)،

 اقتصادی (سوء استفاده از قدرت در بکارگیری منابع مالی) وخشونت اجتماعی(محبوس کردن و ممانعت از تماس با خانواده یا دوستان) هستند.

 چنین اعمال خشونت آمیزی پیامدهای منفی با خود به همراه دارد که به صورت فردی(بیماری در نتیجه استرس های طولانی مدت جسمی و روحی، انزوا و از دست دادن شغل و خانواده) و به شکلی کاملاً اجتماعی(افزایش هزینه های پزشکی ودرمانی در خصوص زنان کتک خورده و مورد تجاوزقرار گرفته یا از بین رفتن قدرت وتوانایی، از دست دادن اعتماد به نفس و تهدید وضعیت سلامتی زنان که موجب عدم حضور آنان در فعالیت های اجتماعی می گردد) بروز می کند.تداوم خشونت علیه زنان نقض حقوق بشر محسوب می شود.طبق ماده یک اعلامیه سازمان ملل در خصوص از بین بردن خشونت علیه زنان  (۱۹۹۳) .

خشونت علیه زنان  عبارت است از هرگونه اعمال خشونت بر اساس جنسیت که احتمالاً منجر به آسیب های جسمی، روحی یا جنسی می شود یا  تهدید زنان به چنین اعمالی، اعمال زور یا محرومیت از آزادی

 در زندگی اجتماعی یا خصوصی.

همچنین ماده دو اعلامیه مذکور فهرستی از اشکال مختلف خشونت را ارائه داده که بدین وسیله تعریف را با گزارشی مبنی بر اینکه فهرست تمام جزئیات را شامل نمی شود، مطابقت می دهد.برخی از اشکال اشاره شده با شرایط فرهنگی ارتباط دارند.به موجب ماده دو اعلامیه ، خشونت علیه زنان موارد زیر را شامل می شود:

١ ـ خشونت های جسمی، روحی و جنسی که در خانواده اتفاق می افتد.از جمله کتک زدن، سوء استفاده جنسی از دختر بچه ها، جرائم مربوط به جهیزیه، هتک ناموس، مقطوع النسل کردن و اجرای دیگرروش های سنتی زیان آور در خصوص زنان و اعمال خشونت در روابط نامشروع.

۲ ـ خشونت های جسمی، روحی و جنسی که در اجتماع رخ می دهد.از جمله تجاوز، سوء استفاده و آزارو اذیت جنسی، تهدید و ارعاب در محیط کار، موسسات آموزشی و مکان های دیگر، قاچاق زنان و زنا به عنف.

٣ ـ خشونت های جسمی، روحی و جنسی که دولت در ارتکاب یا چشم پوشی از آن در هر جایی که رخ داده ، نقش داشته است.

به دلیل ضرورت موضوعِ پیشگیری از خشونت و هرگونه موقعیتی که به ایجاد و تحمل در برابر آن کمک می کند بسیار حائز اهمیت است که توجه زیاد و همه جانبه ای به پیشگیری از خشونت در خانواده ها شود .

همچنین در ماده ۲ کنوانسیون رفعِ کلیه تبعیضات علیه زنان، ضمن محکومیت کلیه اشکال تبعیض علیه زنان در بند پ ، برقراری حمایت قانونی از حقوق زنان بر مبنای بردباری با مردان و حصول اطمینان از حمایت  مؤثر از زنان در مقابل هرگونه اقدام تبعیض آمیز از طریق مراجع قضایی ذیصلاح ملی و سایر موسسات دولتی تاکید شده است.

– تشکیل پلیس زن

در اکثر کشورها آنچه که برای اولین بار سبب استخدام زنان در سازمان پلیس شد، خطر افزایش جرایم جنسی و دیگر جرایمی است که زنان درگیر آن بودند.

حمایت از زنان و کودکان وظیفۀ زنانِ پلیس محسوب شده و در برخی موارد اختصاصاً به حمایت از زنان و کودکان می پردازند.کارکنان زن در تشکیلات پلیس کشورهای مختلف جهان وظایف مشابهی بر عهده دارند.

 عمده ترین این ماموریت ها عبارتند از : تحقیقات پزشکی، مراقبت از زنان زندانی ، حمایت از کودکان بی خانمان ، رسیدگی به جرایم علیه اطفال و نوجوانان و جرایم علیه زنان فاسد در آلمان؛ جمع آوری کودکان بی خانمان، مشاغل خدمتی پلیس در مجارستان ؛ انجام تمامی فعالیت های پلیس دوشادوش مردان پلیس از جمله خدمت در یگان های کنترل اغتشاشات دراسپانیا ؛ بازجویی جنایی و سایر فعالیت های پلیسی در امارات متحده عربی ؛ تحقیقات از مجرمین زن ، نگهداری متهمین زن،بدرقه متهمین و محکومان زن، بازرسی از اماکن زنانه، بازرسی بدنی از متهمین زن و… در ایران.

البته باید اذعان داشت که این اقدامات بیشتر داری خصیصه های پیشگیری کیفری و وضعی هستند تا پیشگیری اجتماعی، اما اقدامات مشاوره ای و آگاه سازی عمومی توسط پلیس در خصوص پیامدهای مهم و عواقب منفی خشونت علیه زنان و نیز ایجاد و تقویت روحیه عدم تحمل در برابر خشونت و همکاری سازمان یافته با رسانه های گروهی و نهادهای آموزشی با انتشار اطلاعات در خصوص کمک رسانی به زنان و قربانیان خشونت و نیز فعالیت های آموزشی و ایجاد الگو های رفتاری با هدف ارتقا سطح آگاهی عمومی می تواند از اقدامات پیشگیرانه اجتماعی قابل اجرا توسط پلیس تلقی گردد.

ب : پیشگیری از جرم در میان اطفال ونوجوانان  

۱ ـ تشکیل پلیس اطفال

امروزه در جوامع گوناگون به اهمیت توجه به ویژگی های خاص کودکان و نوجوانان پی برده شده و بر این اساس سعی می شود که با مسائل مختلف مربوط به کودکان و نوجوانان بطور تخصصی و کارشناسی برخورد شود.اهمیت پیشگیری در ارتباط با جوانان نه تنها نقش عمده ای در راهبرد پیشگیری از جرم در سطح جامعه دارد ، بلکه مراقبت از این نسل عامل مهمی در ارتقا کیفیت زندگی و پایبندی آنان به ارزشها و قوانین و مقررات و هنجارهای جامعه است. آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان برنامه های تلویزیونی

مخصوص کودکان و نوجوانان و مقوله های دیگری از این دست کما بیش در همه جوامع جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است.

رفتار با بزهکاران کودک و نوجوان از سویی و برخورد با بزه دیدگانِ کودک و نوجوان از سوی دیگر، ضرورت کار کارشناسی با این قشر از جامعه را توجیه می کنند. علاوه بر دانستن دلایل و شرایط ارتکاب اعمال مجرمانه، یکی دیگر از شرایط تأثیرگذار بر فعالیت های پیشگیرانه، آگاهی در خصوص زندگی کنونی جوانان، افکار، ارزش ها، جهت گیری ها و مشکلات و فرهنگ حاکم بر آنان است.که این امر بدون

 کسب تجربۀ بیشتر در خصوص پیشگیری و بدون ارائۀ آموزش های ویژه به کسانی که در امر پیشگیری دخیل هستند و همچنین ایجاد تسهیلات آموزشی و مدیریت کارآمد امکان پذیر نیست. به همان اندازه

 که کشورها تلاش بر تشکیل و سازماندهی محاکم اختصاصی بزهکاران کودک و نوجوان دارند، در جهت تشکیل پلیس مخصوص کودکان ونوجوانان نیز تلاش های زیادی صورت گرفته است، چون حجم عمده ای از کار پلیس پیشگیری از جرایم ارتکاب یافته توسط جوانان است.

ضرورت سازنده بودن برخورد پلیس با این قشر از جامعه و درک روانشناسی خاص آنان امروزه بر سیاست گذاران جوامع آشکار شده است. بر همین اساس در بسیاری از کشورها چنین واحدهایی شکل گرفته و برخی از کشورها نیز در مرحله مطالعه و بررسی برای تشکیل آن می باشند. بطور نمونه می توان به پلیس پیشگیری از جرایم نوجوانان در ژنوِ سویس اشاره نمود.

در سال ۱۹۹۴واحد نوجوانان و پیشگیری به منظورهماهنگی ایجاد شبکه و تبادل اطلاعات در زمینۀ پیشگیری از بزهکاری نوجوانان تشکیل و به عنوان مرکزی برای بحث و بررسی فعالیت های سازمان یافته با هماهنگی اقدامات سازمانی، ابتکارات محلی و فعالیت سازمانهای مختلف است. واحد پیشگیری نوجوانان به کانونی برای گردش و تبادل اطلاعات در زمینه های پیشگیری از بزهکاری نوجوانان مبدل شده است.

پلیس، نهادهای بهداشتی و اجتماعی، انجمن های مدارس، مراکز بازتوانی، اداره اطلاعات اجتماعی، دادگستری و گروه های مختلف اجتماعی از اعضای اصلی این برنامه هستند.

اهمیت فعالیت های پیشگیرانه در مدارس به این علت است که مدرسه بیشترین تأثیر را بر کل نسل جوان دارد.چون اکثر آنان در آموزش های مدرسه شرکت می کنند، پس توجه خاص نسبت به آموزش فعالیتهای پیشگیرانه در مدارس غیر قابل چشم پوشی است.

۲ ـ برنامه گروه های آموزش مردمی پلیس در پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان

به منظور بهبود ارتباط جامعه با پلیس و آشنایی بیشتر آنان در زمینه بزهکاری اطفال برنامه های متنوعی طراحی شده است.در همین راستا اداره پلیس شهر آرویو گرانده نوعی از گروه های آموزش مردم پلیس با نام گروه های مردمی پلیس نوجوان را تأسیس نموده است. این گروه مردمی مخصوص نوجوانان ۱۳تا ۱۸ساله ، آنان را  با موضوعاتی چون گروه های تبهکار، مواد مخدر، ایمنی سلاح و امنیت شخصی آشنا می کند.

از سال  ۱۹۴۹ به بعد نیز در لیورپول برنامه ای برای پلیس این شهر تحت عنوان طرح تماس با نوجوانان تدوین شده است.هدف این برنامه رسیدگی به نوجوانان زیر۱۷سال است که در رفتارشان خلاف و بی نظمی مشاهده می شود و یا اینکه خلاف کاری های جزیی مرتکب می شوند.

کودکان و نوجوانان توسط پلیس نزد افسر تماس با نوجوانان فرستاده می شوند و مأموران مذکور بعد از مصاحبه با کودک سعی می کنند که همکاری خانواده و مدرسه او را جلب کنند.سپس اغلب برای کمک وتقویت روحی مناسب کودکان با خدمات داوطلب باشگاه جوانان، مأموران مجرب کارآموزی، سازمان های رفاه مدرسه و واحدهای کمک به خانواده ها تماس می گیرند.این افسران تماس غالباً از کودک و خانواده او دیدن می کند و سعی می کند که به راه های مختلف آنان را نصیحت و یاری کنند.

نکته قابل اهمیت در برنامه پلیس لیورپول این است که روابط میان پلیس و توده مردم بهبود پیدا کرده است و مأموران پلیس نه تنها به عنوان نمایندگان نیرومند اجرای قانون معرفی شده اند، بلکه تقریباً نقش محافظ کودکان و ناصح خانواده را هم بر عهده دارند. ادعا شده است که این اقدامات در کاهش آمار بزهکاری جوانان در سطح شهر لیورپول که قبلاً بالاترین رقم بزهکاری در انگلستان را داشته است ، کاهش بسیار مؤثری بوده است.

پ : اقدامات اجرایی پلیس در پیشگیری از بزهکاری اطفال ونوجوانان

۱ ـ نظارت اخلاقی و باندهای نوجوانان (بروکسل، بلژیک)

 بین سال های ۱۹۶۳و ۱۹۹۵، جمعیت بلژیکی ها در بروکسل از ۹۵۰هزار نفر ۶۶۶هزار نفر کاهش یافت در حالی که، جمعیت افراد متولد شده در خارج از بلژیک از۹۰ هزار نفر به ۲۸۶هزار نفر افزایش پیدا کرد .برخی از باند های جوانان مرکب ازاقلیت های قومی نیز ترس در دل مسافران قطارهای زیرزمینی ایجاد کردند.همچنین معلوم شد که این باندها درگیر ارتکاب برخی از جرائم شده اند.بر این اساس در سال۱۹۹۷ ، انجمن جوانان آفریقایی رسماً ایجاد شد . این سازمان حاصل مشارکت بین پلیس بروکسل، سازمان های اجتماعی و بخش حمل و نقل است.هدف این مجموعه کاهش ارتکاب بالفعل یا بالقوۀ فعالیت های بزهکارانه یا جرم در میان جوانان در معرض خطر ازمیان اقلیت های قومی است.

اقدامات برنامه بر اساس سطوح خطر دسته بندی شده است:

گروه کم خطر : یعنی اکثریت جوانانی که مشکلی نداشته و ارتباطی با باندها یا فعالیت های آنان ندارند.این جوانان کم سن و سال تر بوده یا شکار مناسبی برای افرادگروه های متوسط و پرخطر نمی باشند؛

گروه با خطر متوسط : این گروه از نوجوانان اهداف اولیه برای اقدامات پیشگیرانه هستند زیرا هنوز وارد چرخۀ بزهکاری نشده اند، اما در برخورد متناوب با اعضای گروه پرخطر هستند.

مسائلی که باید درخصوص این گروه مورد رسیدگی قرار گیرد، بیشتر خانوادگی و مربوط به مدرسه و بعضی اوقات مرتبط باکار نوجوانان است؛

گروه پرخطر : شامل آن دسته از جوانانی است که در برخورد متناوب با سیستم قضایی بوده و در چرخۀ بزهکاری درگیر شده اند.اقدام در خصوص گروه پرخطر بط ور ویژه تنظیم شده اما می تواند شامل موارد زیر هم باشد : تحولات فرهنگی، سایر فعالیت فرهنگی (از قبیل، تئاتر، رقص، گردش ) آموزش مدرسه ای و پشتیبانی، راهنمایی اجتماعی و ارجاع به نهادهای مقتضی و بهبود روش زندگی از جمله برخورداری از تغذیۀ مناسب.اقدامات دیگر، دسترسی به خانواده های در معرض خطر و آموزش عمومی برای تعلیم گروه های هدف در بارۀ خطرات و هزینه های پیش روی جوانان و همچنین فرصت های مثبت قابل دسترسی را شامل می شود.

هیچ ارزیابی از تاثیر این برنامه انجام نشده است.واحد های پلیس، انجمن حمل و نقل شهری بروکسل، ساز مان های اجتماعی و فرهنگی، مدارس و ساکنین محلی یاران اصلی این برنامه هستند.

۲ ـ تمرکز بر نوجوانان (شهر بوستون، ایالت ماساچوست، آمریکا)

در سال ۱۹۹۲ ، بوستون به سمت یک راهبرد شهری حرکت کرد که بر ائتلاف های مختلف کوتاه مدت جهت حل مسائل، تاکید داشت.این ائتلاف ها، که با جرائم مهم و مسائل مرتبط با کیفیت زندگی مربوط بود، شامل اعضای بسیار متنوعی از پلیس،شهروندان، نهادهای حکومتی، روحانیون و سایر افراد بودند.اجزای اصلی راهبرد شهری پیشگیری از جرم شامل موارد زیر بود:

عملیات آتش بس : از طریق رویکرد مسئله محوری برای کا هش خشونت های مسلحانه (باندی) نوجوانان.

به بزهکاران اخطار شد که یا باید فعالیت های خشونت آمیز را متوقف کنند و یا اینکه با مجازات مشدد (تعقیب در دادگاه فدرال ) روبرو خواهند شد؛

 پلیس با مامورین کنترل شبانۀ تعلیق شدگان مراقبتی، همراه شد تا از رعایت دستورات مندرج در قرار تعلیق مجازات اطمینان حاصل نماید و تلاش های ضابطین شهری، ایالتی و فدرال، عملیات قاچاق سلاح را متوقف کرد؛

برنامه ریزی راهبردی و پروژۀ بسیج عمومی : افزایش تماس بین شهروندان و پلیس به منظور تعیین اولویت های اجتماعی و افزایش اعتماد شهروندان، غیرمتمرکز کردن ساختار پلیس، جوابگو بودن پلیس و تامین منابع مالی نیز همکاری برای حل مسائل محلی را تقویت می کند؛

شبکه ارائه خدمت به نوجوانان : کار مشترک بین پلیس محلی و کلوپ های دختران و پسران. مددکاران اجتماعی به نوجوانان در معرض خطر از طریق اعزام آنان و خانواده هایشان برای شرکت در برنامه های تهیه شده برای نوجوانان (مشاوره، تربیت، تحصیل، سرگرمی، اشتغال و غیره)، کمک می کنند.

۳ ـ میانجی گری و عدالت ترمیمی (تاسمانیا، استرالیا)

پلیس تاسمانیا بر مبنای دیدگاه عدالت ترمیمی (که در نیوزلند و مناطق مختلف استرالیا آزمایش شده است )، بر نامه نشست بزه دیدگان با بزهکاران نوجوان را در سال ۱۹۹۵ ارائه کرد.تخمین زده می شود که ۹۰ درصد بزهکاران نوجوانی که برای بار اول یا دوم مرتکب جرم شده اند، بتوانند از طریق نشست رو در رو تحت پوشش فرآیند زیر قرارگیرند:

برگزاری جلسۀ میانجی گری برای مشخص کردن نتیجۀ مورد انتظار طرفین؛

ثبت رسمی توافق طرفین در صورت رسیدن به تصمیم مورد رضایت آنها؛

مختومه کردن پرونده پس از حصول اطمینان از عملی شدن توافق طرفین.

۴ ـ ابزارهایی برای حل تقابل با جوانان (ایالت کبک، کانادا)

اعمال الگوی پلیس جامعه محور، مستلزم توانایی موثر افسران پلیس در اجرای جنبه های پیشگیرانه وظایفشان است.با اینکه نوجوانان تنها ۱۰ درصد از جمعیت کبک هستند، لیکن ۲۰ درصد بزهکاران را تشکیل می دهند.در کبک، مسائل اصلی فراروی پلیس شامل سوء استعمال موادمخدر ، خشونت و انواع مختلفی از جرائم جنحه ای هستند.بنابر این، چالش اصلی پلیس، ارائه ابزارهای ساده و عملی قابل استفاده در اجرای بخش پیشگیرانۀ ماموریت تامین امنیت اجتماعی توسط ماموران پلیس در رابطه با نوجوانان،است.

 در تابستان  ۱۹۹۹ برنامه “خونسردی برای رسیدن به حقیقت”  با هدف تحت پوشش قرار دادن نوجوانان ۱۲تا ۱۷ساله تصویب شد.این برنامه توسط پلیس هدایت و اجرا می شد و پیامی که به همراه داشت این بود که یک نوجوان می تواند در عین رعایت هنجارهای اجتماعی، خونسرد هم باشد.بستۀ ضمیمۀ برنامه، کتابچه ای در مورد مطالب فوق د اشت و راهبرد تجزیه و تحلیل برنامه شامل شش نوع مداخلۀ پیشگیرانه بود : پشتیبانی، اطلاعات، آگاه سازی، میانجی گری، مشاوره و اجرا.

برنامه همچنین بر رشته ای از ابزارهای مداخله ای از جمله سخنرانی، نمایش و کارگاه آگاه سازی تاکید داشت.این ابزارها، اجرای راه حل هایی را که اعمال آنها از طریق تجزیه و تحلیل مسئله ضروری دانسته شده، امکان پذیر می سازند.

ارزیابی این برنامه تاکنون به پایان نرسیده است، با این حال یک پروژۀ نظرخواهی از ارباب رجوع طراحی شده است.به علاوه، پرسشنامه ای نیز در بعضی مدارس تحت شمول برنامه به منظور ار زیابی میزان تایید برنامه در میان استفاده کنندگان اصلی ازخدمات پلیس (در رابطه با پیشگیری از جرائم نوجوانان)، توزیع شده است.

مدارس، والدین، نوجوانان، سازمانهای اجتماعی درگیر در امور تفریحی و شهرداری و همچنین نهادهای اجتماعی و بهداشتی، اعضای اصلی این برنامه بوده اند.برنامۀ  “خونسردی برای رسیدن به حقیقت ” به راحتی در بیشترنواحی شهری و روستایی قابل اجرا است.

یکی از خصوصیات مهم برنامۀ خونسردی برای حقیقت، آگاهی آن ازمحدودیت های کار پلیس در زمینه پیشگیری از جرائم نوجوانان است.هر چندکه از ماموران پلیس انتظار نمی رود که کار مددکارهای اجتماعی را انجام دهند، لیکن آنها می توانند نقش مهمی در هدایت نوجوانان مسئله دار به سوی نهادهای ذیربط (متناسب با نیازشان) ایفا کنند.

۵ ـ پروژۀ سگ سورتمه(کپنهاک، دانمارک)

کودکان و نوجوانان برخاسته از خانواده هایی که به طور ضعیفی ا جتماعی شده و در شرایط اجتماعی و اقتصادی دشوار(نظیر بیکاری، بی سوادی و توقعات غیر واقع بینانه )زندگی می کنند، در معرض خطر درگیر شدن در طیف گسترده ای ازرفتارهای مجرمانه(مانند سرقت، خشونت و استفاده از موادمخدر ) قرار دارند.

بر این اساس، در سال۱۹۹۳، پروژۀ سگ سورتمه به عنوان یک تلاش مشترک بین پلیس و جامعه و اولیای مدرسه آغاز شد.این پروژۀ با هدف کاهش فعالیت مجرمانۀ فعلی و آتی کودکان و نوجوانان در معرض خطری انجام شد که درگیر فعالیت های باندهای خیابانی بودند.برقراری اعتماد بین مامورین و نوجوانان شرکت کننده در برنامه، موثر بوده است؛

۶ ـ سرقت از فروشگاه و مسئولیت بزهکار (میلتون کینز انگلستان)

تحقیق انجام شده توسط وزارت کشور انگلستان در خصوص بزه دیدگی مالی، معلوم کردکه ۸/۵میلیون مورد سرقت از مغازه در انگلستان و ولز در خلال سال۱۹۹۳رخ داده و کمتر از %۵این وقایع (۲۷۵۶۰۷مورد) به پلیس گزارش شده است. ماموران پلیس زمان زیادی را برای رسیدگی به این سرقت ها (به ویژه در رابطه با تشریفات مربوط به برخورد با  %۳۷از سارقین مغازه ها که از نوجوانان بودند) صرف کرده بودند.

در سال ۱۹۹۴، اداره پلیس بخش تامز ولی از شهر میلتون کینز برنامۀ ابتکاری مبارزه با سرقت از مغازه ها را ارائه کرد.هدف این برنامه اولاً پیشگیری از تکرار جرم بزهکارانی بود که برای بار اول به خاطر دزدی از مغازه دستگیر شده بودند و ثانیاً کاهش میزان زمان غیرمولدی بود که توسط پلیس برای پیگیری هر مورد صرف می شد.این برنامه با مدنظر قرار دادن انگیزۀ هر بزهکاری برای ارتکاب جرم، موارد زیر را در برداشت:

تقویت احساس مسئولیت شخصی بزهکاران با آموزش عواقب اعمالشان برای خود ودیگران با استفاده از روش های مختلف، از جمله با برقراری صحبت رو در روی بزهکاران با صاحبان مغازه هایی که توسط آنان مورد دستبرد واقع شده بوده اند؛ارتقای مسئولیت جمعی و انفرادی بزهکاران از طریق مساعدت به آنان برای ارتقای مهارت شناخت و مقاومت در برابر وسوسۀ بزهکاری به وسیلۀ ارائۀ فعالیت انفرادی مورد نیاز آنان (مثلاً، فعالیت های سرگرم کننده، ارتقای سلامت جسمی و روحی)؛ارائۀ اخطار رسمی در پایان برنامه به هر بزهکار (که به وی اجازه ده د که آنچه را باشرکت در برنامه آموخته است، مرور کند).

۷ ـ مراکز تفریحی : محل گفتگو (فرانسه)

طی سال های اخیر روابط میان پلیس ملی و نوجوانان، بخصوص در نقاط محروم،بیش از پیش تیره شده است و لذا تجدید گفتگو میان پلیس و نوجوانان ضروری است(البته بدون تضعیف اقتدار پلیس ملی و مسئولیت آن در اعمال قانون ).

 چندسالی است که پلیس ملی فرانسه مراکزی برای اوقات فراغت نوجوانان ایجاد کرده است که محیطی را در اختیار نوجوانان قرار می دهند تا بتوانند به منظور ورزش و فعالیت های سرگرم کننده در آنها جمع شوند.این فعالیت ها به وسیلۀ مامورین پلیس ملی، هدایت و نظارت می شود و کارکنان پلیس امداد و مددکاران بهزیستی به مامورین پلیس ملی در انجام این ماموریت یاری می رسانند.این مراکز با همکاری تنگاتنگ سایر نهادهای اجتماعی انجام وظیفه می کنند.

نقش این نهادهای اجتماعی عبارتست از:

-کمک به انجام امور توسط پلیس ملی مخصوصاً در مناطق حساس و مسئله دار؛

-کمک به گفتگوی پلیس با نوجوانان از طریق یاری به نوجوانان برای درک جنبه های مختلف کار پلیس و کارکنان آن؛

– تقویت اتحاد نوجوانان و جلوگیری از بزهکاری با پر کردن اوقات فراغت و انجام فعالیت های ورزشی تحت نظارت افراد داوطلب (به عنوان ابزاری برای انتقال پیام های اجتماعی مرتبط با احترام به زندگی اجتماعی، استانداردهای رفتاری و اهمیت تلاش فردی)؛

– شرکت در آموزش های ارائه شده توسط ماموران پلیس (که از طریق آن می توانند اشکال جدیدی از روابط با نوجوانان را کشف کنند)؛

– تلاش در راستای ایجاد تغییرات مثبت در روابط گروه های نوجوان با پلیس.

۸ ـ  حامیان نوجوانان (فرانسه)

در فرانسه، بزهکاری نوجوانان از سال ۱۹۹۰به بعد افزایش داشته و در حال حاضر،پیگیری جرائم نوجوانان %۲۲ از اقدامات پلیس و ژاندارمری را تشکیل می دهد (که نزدیک۶۰ %آن برای تخلفات آشکار رانندگی است ) و بزهکاران نوجوان%۴کل جمعیت نوجوانان ۱۳تا ۱۸سال را شامل می شود.هر ساله، بیش از ۲۲۰هزار نوجوان به دلیل ارتکاب بزه یا قرار گرفتن در معرض خطر ارتکاب بزه، تحت ا قدام پلیسی قرار گرفته اند.

در پرتو این آمار، از هر وزارتخانه ای درخواست شده که راه حل های مناسبی را برای این مشکل پیدا کند.پلیس مجبور شد که به این درخواست با یافتن راه هایی برای متناسب کردن اقدامات خود در خصوص نوجوانان بزهکار یا در معرض خطر بزهکاری با اقد امات سایر نهادهای ذیربط، پاسخ دهد.حامیان نوجوانان سه وظیفه بر عهده دارند:

نقش عملیاتی؛ که شامل سه ماموریت است:

– بکارگیری اختیارات قانونی هم در داخل و هم خارج از نیروی پلیس؛

– رهبری شبکه ارتباطات محلی؛

– شرکت در ماموریت هایی که بر عهدۀ پلیس گذاشته شده است؛

کمک به سایر نهادها برای کنترل مسئلۀ بزهکاری نوجوانا ن ، از جمله کمک به:

– سیستم آموزش و پرورش : با برقراری تعامل با بازرسان و مدیران مدارس وپیگیری گزارش اجرای تدابیر امنیتی؛

– دادگاه ها : از طریق کار با دادستا ن ها، قضات دادگا ه های اطفال، دادرسان دادگاه های اطفال، حمایت قضایی از نوجوانان، خدمات آموزشی، منازل، طرفداران عدالت و حقوق و مدیران زندا نها؛

– سازمان های ورزش جوانان : با برقراری ارتباط با رؤسای هیات های ورزشی؛

– مدیران بخش های اجرای احکام کیفری و امور اجتماعی: با برقراری روابط با روسای بخش ها؛

– چهره های سیاسی شهر: با کار با زیر مجموعه ها، مدیران پروژ ه ها،انجمن های عمومی و ساختارهای درون جامعوی.

و بالاخره، آنها منبع اطلاعات در مورد نوجوانان هستند : آنها باید به محض درخواست پلیس مایل و قادر به جمع آوری اطلاعات در مورد امنیت نوجوانان، حمایت و مبارزه با بزهکاری هایی که نوجوانان خود قربانیان آن هستند، باشند.آنها باید هر جا که نیاز باشد، به عنوان سخنگوی سازمان های متبوع خود (از جمله آموزش و پرورش، شهرداری ها، تامین اجتماعی و غیره) عمل کنند.

ماهیت تعمیم یافتۀ این برنامه تاکنون نتایج مثبتی را در میان شرکت کنندگان ایجاد کرده است.

بزهکاری نوجوانان آشکارا به عنوان یک معضل اجتماعی تلقی شده و اعزام نوجوانان به این برنامه، یکی از ابزارهای امنیت اجتماعی است که برای پاسخ دادن به بزهکاری آنها مورد استفاده است.از این نظر، این ارجاعات باید موقعیت پایداری در قلب دستگاه های مسئول پیشگیری از جرم پیدا کنند.

با توجه به جنبه های مختلف زندگی نوجوانان، شرکای مختلفی در این برنامه جمع شده اند.بودجه توسط نیروی پلیس ملی تامین شده و توسط یک کارمند غیرنظامی که استخدام و آموزش دیده، پرداخت شده است.

هنگامی که تقابل میان نوجوانان ومامورین پلیس و سایر سازمان ها ایجاد شود و آنان از برقراری چنین اعتمادی ناتوان شوند، هر مامور پلیسی که قادر به برقراری ارتباط با نوجوانان باشد، احضار می شود تا با نوجوانان تعامل نماید.

۹ ـ خرابکاری و مسئولیت (هلند)

در طول دهۀ ۱۹۸۰میلادی، پلیس متوجه افزایش خرابکاری توسط نوجوانان در هلند شد.هر چند که این جرائم از اهمیت کافی برای دخالت دستگاه قضایی برخوردار نبودند، اما هشدار پلیس نیز به تنهایی برای پیشگیری موثر از خرابکاری کافی نبود.

در سال ۱۹۸۱ ، پروژۀ هالتا همکاری مقامات قضایی و پلیس برای کاهش وپیشگیری از خرابکاری و جبران خسارت خرابی ها در روتردام انجام شد.

نوجوانان بین ۱۲ تا  ۱۸سال که برای بار اول یا دوم مرتکب خرابکاری می شدند، فرصت می یافتند که با شرکت در برنامه هالت از تعقیب کیفری معاف شوند.این برنامه موارد زیر را ارائه می کرد:

به بزه دیدگان این فرصت را می داد که خرابکاری ها مستقیماً توسط بزهکاران درگیر در برنامه ترمیم شود یا بزهکاران نوجوان با انجام برخی کارهای سبک هزینۀ ترمیم خرابی ها را تامین کنند؛

به نوجوانان کمک می کرد مسائل روزمره خود (از قبیل : شغل، مسکن، تحصیل ) را حل کنند؛

به ساکنین همجوار از طریق ارائه اطلاعات در مورد وضعیت های منجر به خرابکاری و ارائه مشاوره در مورد چگونگی اصلاح وضعیت برای جلوگیری از خرابکاری، کمک می کرد؛

به مدارس از طریق ارائۀ اطلاعات مستمر برای جلوگیری از خرابکاری و تشویق همسایگان در پیش قدم شدن در ترمیم خرابی ها، کمک می کرد.

۱۰ ـ مشارکت چندجانبه برای پیشگیری از بزهکاری اطفال (انگلستان)

در زمینه مشارکت پلیس در امر پیشگیری از بزهکاری اطفال تحقیقات مختلفی توسط سازمان های پلیس در سراسر جهان صورت گرفته است.از معروف ترین تحقیقات انجام شده، مطالعات انجام شده توسط کوپر

 است که در مرکز تحقیقات پلیس انگلستان صورت گرفته است.یکی از اهداف این تحقیق بررسی میزان اثربخشی و تناسب تشکیل گروه های چندجانبه برای تهیه برنامه های پیشگیری از جرم در میان اطفال بوده است.

همان گونه که بخش های مختلف گزارش تحقیق نشان می دهد، کار چندجانبه توسط نهادهای مختلف با استفاده از اطلاعات پلیس و سایر سازمان های محلی امکان پذیر است.

اما در این مسیر مشکلاتی وجود دارد که اشاره به برخی از آنها که در خلال تحقیق معلوم شده است، ارزشمند خواهد بود. به عنوان مثال، قصور در جمع آوری اطلاعات ازدانش آموزان مدارس محلی وجود داشته است.

این امر ارائه تصویر واقعی جرم توسط پلیس را محدود کرد.در صورتی که یکی از نهادهای دخیل در مشارکت نتواند یا نخواهد وظیفۀ خود را به درستی انجام دهد، کار زیادی از دست سایرین بر نخواهدآمد.

برای اینکه پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان به عنوان دستور کار مشارکت های چندجانبه قرار گیرد، مفاهیم و اهداف آن باید به روشنی تعریف شود.

۱ ـ مهم است که از همان ابتدا کار گروهی مبتنی بر اطلاعات صحیح و کافی از  بزهکاران آماج برنامه های پیشگیرانه مبتنی باشد .

۲ ـ این مدیریت بزهکاری محلی اطفال و نوجوانان است که قابل دسترسی است نه حذف کامل بزهکاری اطفال.

۳ ـ پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان باید در چند سطح انجام شود . اقدامات پیشگیری وضعی و اجتماعی باید با یکدیگر ترکیب شده و یک تدبیر رویکر د نباید موجب حذف رویکرد دیگر شود.

تحقیق مذکور تاکید بر این امر دارد که پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان نباید به عنوان اقدامی موردی تلقی شود بلکه باید مستمر بوده و کودکان جدیدی را که جایگزین نسل قبلی می شوند، تحت پوشش قرار دهد.

ت : پیشگیری از بزه دیدگی اقلیت های قومی و نژادی

در این رویکرد پلیس با اقلیت های نژادی بیشتر آشنا شده و در اجابت نیازهای آنان احساس راحتی بیشتری خواهد کرد.تدابیر اتخاذی در این رویکرد عمدتاً بر تکنیک های سخت کردن آماج جرم و یا حمایت خاص از بزهدیدگان متعلق به گروههای اقلیت تاکید دارد.در این برنامه ها عملکرد پلیس از تمرکز غالب بر جستجو و دستگیری بزهکاران به راهبرد کمک به بزه دیدگان و به ویژه بزه دیدگان مکرر تغییر پیدا خواهد کرد.

اما این روش ها و شیوه های اصلاح شده نخواهد توانست به استانداردهای جاری پلیس تبدیل شوند چرا که پایداری برنامه ها به توانایی آن برای تأثیرات مشخص و پایدار و ایجاد اصلاحات ساختاری در جامعه و تغییر دیدگاه نسبت به اقلیت ها بستگی دارد.

لذا افزایش ارتباط بین بزه دیدگان بالقوه و پلیس از طریق ارائه سرویس های خاص ، همکاری با سایر نهادها در فراهم آوردن خدمات ویژه به این دسته از اعضا جامعه به دلیل آسیب پذیری بالقوه آنان و نیز برگزاری کلاس های آموزشی یا مشاوره و استخدام کارشناسان امر از طریق پلیس جهت تغییر دیدگاه به اقلیت ها ضروری است.

در برنامه پیشگیری از جرم فرانسه، همانندسازی و پیوستن فرد به جامعه با تمرکز بر گروه های منزوی،خصوصاً اقلیت های مذهبی و افراد جوان اجرا شده است.

جریانات فکری که در ورای این رویکردهای همانند سازی گروه های منزوی؛ مهاجرین و افراد جوان قرار دارد، آن است که هر دو گروه (هرچند به دلایل مختلف) با مسائل انتقالی تطبیق مواجه اند. مهاجرین خارجی (با مهاجرین داخلی)باید خود را با شرایط فرهنگی بیگانه و برخی اوقات با نظرات اجتماعی خصمانه تطبیق دهند، جوانان منزوی (یا در برخی موارد آن هایی که منزوی نیستند) غالباً بدون مهارت یا منابع لازم باید خود را با توقعات بزرگسالان تطبیق دهند.

هر دو گروه باید راه هایی بیابند تا با موفقیت مرحله ای انتقالی را که خود، در ایجاد آن نقشی نداشته اند پشت سر بگذارند. بنابراین، دشوارترین مسئله ای که با پیوستن دوباره افراد منزوی به جامعه همراه است اول، دسترسی به آن ها؛ دوم، ایجاد رابطه مبتنی بر اعتماد با آن ها و سوم، انجام عملی در عبور از تنگناهایی که در پیش روی دارند کمک شود.

عدم توفیق در انجام این امر ممکن است منجر به این نتیجه شود که برخی از آنان به عنوان یک راه حل، به ارتکاب جرم روی آورند.پیشگیری از بزهکاری و بزه دیدگی اقلیت ها باید در چند سطح انجام شود. اقدامات پیشگیری وضعی و اجتماعی باید با یکدیگر ترکیب شده و یک رویکرد نباید موجب حذف رویکرد دیگر شود. ضمناً با توجه به تنوع علل بزهکاری مشارکت سازمان های دولتی و غیر دولتی و بخش خصوصی و حتی اشخاص نیز که در ماده ۸ قطعنامه۱۴/۲۰۰۲شورای اقتصادی اجتماعی سازمان ملل بدان اشاره شده ، بایستی مورد توجه قرار گیرد.

 اما باز هم این مطلب که آیا این برنامه ها واقعاً در پیشگیری از وقوع جرم تاثیر دارد، روشن نیست.تنها اطلاعاتی که در دسترس قرار دارد برگرفته از گزارش های سالانه سال ۱۹۸۷شورای ملی پیشگیری از جرم است که نشان می دهد مناطقی که دارای شوراهای محلی پیشگیری از جرم هستند کمی بیشتر از مناطقی که فاقد این شوراها هستند، شاهد کاهش جرم بوده اند. اما از آنجا که این شوراها به عنوان مثال ممکن است در شروع به کار با جرایم بیشتری مواجه بوده باشند، به اینگونه آمارها باید با احتیاط قابل ملاحظه ای نگریست.

در این واقعه ، دو دانش آموز دبیرستان کلمبین واقع در جفرسون کانتی ایالت کلرادو نزدیک شهرهای دنور و لیتلتون  به نام  های اریک هاریس و ویلدن کلبلد در۲۰ آوریل ۱۹۹۹ با سلاح گرم در مدرسه تیراندازی و ۱۲ دانش آموز و یک معلم را به قتل رسانده و ۲۴ نفر دیگر را زخمی و سپس خودکشی کردند.

حوالی ساعت ۱۱صبح مورخه ۲۶ آوریل ۲۰۰۲ یک دانش آموز تجدیدی مدرسه ای در ارفورت آلمان با پوشیدن لباس سیاه و حمله با سلاح گرم به مدرسه،۱۶ تن از دانش آموزان و معلمان مدرسه را به قتل رسانده و خود قبل از دستگیری توسط کماندوهای پلیس، خودکشی کرد .

فهرست منابع :

ـ شورای اروپا، مشارکت محلی برای پیشگیری و مهار بزهکاری در مدارس. بیانیۀ نهایی در پایان کنفرانس که از دوم تا چهارم دسامبر ۲۰۰۲درتشکیل شد، به تصویب رسید (Strasbourg) استراسبورگ.

ـ شورای پیشگیری از جرم اسلواکی ، راهبرد پیشگیری از جرم اسلواکی (۲۰۰۷ – ۲۰۱۰) ، ترجمه محمود حاجی زاده ، اداره کل پلیس بین الملل ناجا ۱۳۸۷،ص ۵۴٫

ـ امیر ارجمند،اردشیر،مجموعه اسناد بین الملی حقوق بشر،ج اول،انتشارات دانشگاه شهید بهشتی،چ اول، ۱۳۸۰،ص ۱۷۳٫

ـ ام هس . کارن و اس . میلر، لیندا ، پلیس در اجتماع،ترجمه رضا کلهر، تهران ،انتشارات دانشگاه علوم انتظامی، چ اول ، ۱۳۸۲،ص ۷۱۳٫

ـ کشفی ، سیدسعید ، نقش پلیس دردادرسی زکودکان ونوجوانان ، فصل نامه دانش انتظامی ، سال دهم ، شماره  ۱، دانشگاه علوم انتظامی ، ۱۳۸۷، ص ۴۵۶٫

***گروه وکلای سفیر صلح را به خاطر بسپارید***
موسسه حقوقی سفیر صلح با دارا بودن کادری با تجربه و متعهد و استفاده از اعضای هیئت علمی دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری آماده خدمت رسانی و ارائه خدمات حقوقی ـ وکالتی و مشاوره در کلیه امور حقوقی ـ کیفری ـ ثبتی ـ خانواده و بین الملل می باشد .
ما بهترین وکلا را در ایران به شما معرفی می کنیم . سایت سفیر صلح اولین سایت و مرکز تخصصی اطلاع رسانی حقوقی در کشور است که مشغول فعالیت های علمی و تحقیقاتی می باشد . گروه وکلای سفیر صلح با معرفی برترین کادر وکلا در مناطق مختلف تهران و شهرستان های مختلف کشور حضور دارند و در رفع مشکلات حقوقی و کیفری ، ثبتی و خانواده به شما کمک می کنند . همین حالا می توانید از طریق صفحه تماس با ما از یکی از وکلای متخصص موسسه وقت ملاقات بگیرید و مشکل حقوقی خود را با ایشان در میان بگذارید .
اما چرا برای حل مشکل حقوقی خود گروه وکلای سفیر صلح را انتخاب می کنید ؟
جواب مشخص و مبرهن است ؛ زیرا :
۱ ـ وکلای موسسه حقوقی سفیر صلح با شما صادق هستند و رویه کار در این مجموعه به این صورت است که بمحض ارجاع پرونده اقدامات عاجل و حقوقی راجع به آنها صورت می گیرد .
۲ ـ متخصصین ما دارای تسلط و تجربه کافی در امر وکالت می باشند و همگی دارای رزومه موفقی می باشند . اغلب همکاران این مجموعه علاوه بر تحصیلات تخصصی در یک رشته خاص ، در یک رشته فوق تخصصی نیز آموزش دیده و مهارت دارند .
۳ ـ آخرین موسسه و دفتری که برای به دست آوردن حق و حقوق خود به آن مراجعه خواهید کرد ، موسسه حقوقی سفیر صلح خواهد بود : مطمئن باشید که به حق خود خواهید رسید .
جهت آگاهی بیشتر می توانید با شماره تلفن ۲۶۶۴۳۹۰۸ ۰۲۱ یا ۰۹۱۲۸۴۷۲۹۸۴ تماس حاصل نمایید .

0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *