رابطه جنسیت و توسعه

متوسطخوبخیلی خوبعالیبسیارعالی (امتیاز دهید)
Loading...

مسائل مربوط به شرکت همه‏جانبه زنان در فرایند برنامه‏های توسعه ملی به‏تدریج از دهه ۵۰ وارد دستور کار سازمانهای توسعه ملی و بین‏المللی گردید. از دهه ۸۰ ، انتشار مقالات و کتاب‏های مربوط به زنان در امور توسعه به سرعت افزایش یافت. با وجود این فعالیت‏ها، کوشش‏های موجود در برنامه‏های توسعه هنوز هم نتوانسته توان موجود و بالقوه زنان را در فرایند توسعه تشخیص دهد و اثر این برنامه‏ها را بر زنان مشخص سازد. از ۱۹۸۰ مفهوم جنسیت و توسعه تا حد زیادی جایگزین عبارت زن در توسعه شده است. جنسیت و توسعه به خودی خود با زنان کاری ندارد بلکه با ساخت اجتماعی جنسیت و تلقی جامعه از نقش، مسئولیت و انتظاراتی که جامعه از زنان و مردان دارد، روبرو می‌شود. همچنین جنسیت و توسعه به‏تحلیل ماهیت خدماتی که زنان در درون و بیرون خانه انجام می‌دهند و به ندرت مورد توجه و ارزیابی قرار می‌گیرد، توجه می‏کند. توجه به تفاوت جنسیت با جنس در اینجا حائز اهمیت است. جنس عبارتست از هویت زیستی یا فیزیکی و ژنتیک یک فرد که به موجب آن انسان نر یا ماده به دنیا می‌آید. جنسیت به رفتار آموخته اجتماعی و انتظاراتی که جامعه از زن و مرد دارد، برمی‌گردد. علاوه بر این، نقش و جایگاه متفاوت اجتماعی که در هر فرهنگی به عهده زنان و مردان قرار می‌گیرد، نیز در مقوله جنسیت قرار دارد

در دهه‏های اخیر، برنامه‏ریزان و مجریان برنامه‏های توسعه از نتایج نامطلوب بسیاری از پروژه‏های توسعه‏ای که با طراحی دقیق صورت گرفته بودند، تعجب می‏کردند. عدم تخصیص مناسب منابع به همه بهره‏وران به نحو قابل دسترس، علت ناکامی و یا روند نامطلوب این برنامه‏ها برآورد شده است. اگر چه شرایط لازم محقق شده بود، ولی موجود بودن منابع دلیل قابل دسترس بودن آنها برای هدف‏های اصلی طرح نبود .

طرح‏های توسعه‏ای در سال‏های پس از جنگ جهانی دوم به پدیده‏ای جهانی تبدیل شد. برای درک فرایند توسعه ابتدا چند مفهوم باید روشن شوند. نخست، توسعه واژه یا فرایندی بی‏طرف نیست. توسعه فرایندی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است که چشم‏انداز ایدئولوژیک افراد کنترل و هدایت کننده آن را منعکس می‏سازد. دوم، توسعه مسأله‏ای طبقاتی است که نه‏تنها میان داراها و ندارها در اجتماع جهانی، بلکه در بخش‏های مختلف هر جامعه نیز گسست ایجاد می‏کند .

 توزیع منابع در درون جوامع توسعه نیافته غیرعادلانه صورت گرفته است. از لحاظ اقتصادی و سیاسی گروه‏های نخبه قدرتمند بر جامعه تسلط دارند‏. این مساله در جوامع توسعه نیافته آشکارتر است. در آنجا اربابان استعمارگر به یک گروه نخبه مزایای اقتصادی و سیاسی بخشیده‏اند‏، که به این گروه در برابر اکثریت اختیارات گسترده‏ای می‏بخشد. سوم، توسعه فارغ از جنسیت نیست. بیان، قالب و مسیر توسعه در طی سال‏های متمادی از جانبداری جنس‏ گرایانه توسط فن‏سالاری تحت سلطه مردان به‏ ویژه در جهان سوم رها نشده است(همان). توسعه هرگز بیطرف نیست. در واقع، توسعه به شیوه‏های گوناگون زنان را نادیده گرفته و به آنها آسیب رسانده است. پس از دو دهه از آغاز برنامه‏های توسعه (۱۹۶۰ و ۱۹۷۰) که توسط سازمان ملل متحد اعلام شده بود، جهان در آغاز دهه ۱۹۹۰ هنوز با آمارهای تکان دهنده زیر روبرو بود:‌

زنان ۶۷ درصد ساعات کار جهان را انجام می‏دهند؛

زنان ۱۰ درصد درآمد جهان را به دست می‏آورند؛

زنان دو سوم بی‏سوادان جهان را تشکیل می‏دهند‍؛

و زنان کمتر از یک درصد ثروت جهان را در اختیار دارند.

از این رو، سه قضیه اساسی در خصوص ارتباط زنان با توسعه مطرح است:

۱ ـ زنان هم اکنون از لحاظ اقتصادی بیش از آنچه که معمولاً تشخیص داده می‏شود، نقش ایفا می‏کنند.

۲ ـ توانایی زنان برای کار‏کردن اغلب به خاطر فرهنگ و سنت که گاه به‏صورت قانون یا سیاست درمی‏آید، محدود و از تولیدگری آنان کاسته می‏شود.

۳ ـ سرمایه‏گذاری درباره زنان می‏تواند مسیری سودمند برای کارایی اقتصادی و دیگر اهداف توسعه باشد. زنان اغلب هدف یا بهره‏ور تلقی می‏شوند و در مواردی بسیار اندک کارگزار یا یاریگر کارآمد توسعه به شمار می‏روند .

باید در نظر داشت که بحث زنان در توسعه هنوز یک حوزه جدید است و پایه تحلیلی آن محدود می‏باشد(همان). به همین دلیل، چنین اظهار شده که برنامه‏ریزی جنسیتی می‏تواند به‏خودی‏خود به‏عنوان یک نظریه خاص برنامه‏ریزی شناخته شود .‌ آنچکه تاکنون به‏صورت چارچوبی نظری برای این بحث مطرح شده، بیش از همه در نظریه توانمندسازی جلوه‏گر می‏شود. نظریه توانمندسازی به اهمیت افزایش قدرت برای زنان واقف است و سعی می‏کند که قدرت را کمتر به‏صورت برتری فردی بر فرد دیگر (با توجه به اینکه افزایش قدرت زن موجب کاهش قدرت مرد خواهد شد) و بیشتر از لحاظ توان زنان در جهت افزایش اتکاء به خود و قدرت درونی شناسایی کند. این امر به‏صورت حق انتخاب در زندگی و تأثیرگذاری بر انتخاب جهت تغییراتی از طریق به‏دست گرفتن کنترل منابع مادی و غیرمادی اساسی خواهد بود .

توسعه پایدار نیز به روندی از توسعه اشاره دارد که ظرفیت مردم را برای ایجاد و مصرف ثروت به‏صورت ماندگار تقویت می‏کند. توسعه پایدار از جمله نیازمند محیط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مناسبی است که افراد را قادر سازد در روند توسعه مشارکت ورزند و آن را حفظ کنند. در شرایط آرمانی، زنان نیز همانند مردان به ثبات سیاسی و آزادی بیان نیاز دارند، تا حفاظت از حقوق اساسی انسانی آنها را تضمین کند، برای اینکه قادر به مشارکت در فعالیت های تولیدی باشند، تأمین اجتماعی داشته باشند، حق توسعه و بهره‏برداری از استعدادهایشان را داشته باشند، برای کاری که انجام می‏دهند دریافت عادلانه داشته باشند و از حق مشارکت در مدیریت جوامع خود همانند روشنفکران، سیاست‏گذاران، تولیدکنندگان و مصرف کنندگان برخوردار باشند. تنها در این چارچوب است که زنان می‏توانند نقش خود را در ارتقاء توسعه پایدار به انجام رسانند .

بهترین وکیل تهران می گوید توسعه مستلزم بعدی اخلاقی نیز هست تا تضمین کند که عادلانه می‏باشد و نسبت به نیازها و حقوق فرد پاسخگو است علم و فناوری در یک چارچوب اجتماعی و اقتصادی به‏کار گرفته می‏شوند تا ایمنی محیطی را برای همه انسان‏های روی کره زمین تضمین ‏کنند. در واقع، این مفهوم‏سازی مجدد از توسعه، جدا از اینکه نسبت به زنان مهربان‏تر است، انسان‏محور یا مردم‏محور، طرفدار تهیدستان، مشارکتی و پایدار نیز می‏باشد. این مفهوم‏سازی دوباره، از انگاره کهن توسعه که صرفاً بر رشد اقتصادی بدون توجه به عدالت اجتماعی و هزینه‏های محیط زیست تمرکز می‏کرد، فاصله می‏گیرد .

زنان معمولاً در ساختارهای رهبری اجتماعات بدین خاطر حضور ندارند که ارزش واقعی کار توسعه اجتماعی آنها شناخته نشده است یا اینکه وقت کافی برای حضور در جلساتی را که برای زنان شاغل طرح‏ریزی شده است ندارند. حتی در جایی که مسأله بهره‏برداری از برنامه‏ها و طرح‏های توسعه است، زنان نسبت به مردان که نمایان‏تر هستند و وقت بیشتری دارند، دچار عدم مزیت می‏باشند (همان). قضیه دیگر این است که تدابیر اقتصادی شاخص‏هایی ناکافی برای پیشرفت هستند‏. برنامه‏های توسعه باید به بهبود رفاه افراد جامعه بی‏انجامد. شرایط توانمندسازی مردان و زنان باید در فرایند توسعه ایجاد شود (همان). در سال‏های اخیر، بحث بسیاری در خصوص نیاز به همکاری همه مردم جهان برای دستیابی به توسعه پایدار مطرح شده است. توسعه پایدار به معنی فرایندی از رشد و توسعه است که بر رفع فقر و نابرابری در جهان تمرکز می‏کند و در همان حال از منابع پایدار موجود حفاظت به‏عمل می‏آورد. توسعه پایدار مستلزم برآورده ساختن نیازهای اساسی همه و گسترش فرصت‏ها برای همه در راستای برآورده ساختن آرزوها برای زندگی بهتر می‏باشد. برخی آن را مشارکت گسترده‏تر شهروندان در نظام‏های حاکم و توزیع منصفانه‏تر ثروت در نظر می‏گیرند .

بسیاری از سازمان‏ها و کارشناسان توسعه که با زنان در کشورهای کمتر صنعتی شده کار می‏کنند، اعتقاد دارند که وارد ساختن زنان در فرایند توسعه کنونی که ممکن است نیازهای خاص زنان را برآورده سازد، مهم اما ناکافی است. آنچه که بسیاری توصیه می‏کنند رهیافت مشارکت توسعه در سطح توده‏ها می‏باشد، که در آن زنان تهیدست ـ یعنی آن بخش جمعیت که از توسعه ‏نیافتگی بیشتر از همه ضربه می‏بینند در سراسر جهان نقشی محوری را در طراحی برنامه‏های توسعه بازی ‏کنند. این رهیافت نیازهای ویژه زنان را بررسی می‏کند تا به تقویت ظرفیت و اعتمادشان برای برآورده ساختن نقش‏های چندگانه خود به‏عنوان تولیدکنندگان غذا و کارگر، مادر و تأمین کننده خانواده، کارگران اجتماع و شهروند بپردازند .

دستیابی به اهداف جنسیتی توسعه نیازمند تلاش آگاهانه برای گنجاندن منافع مردان و زنان در چشم‏انداز پیشرفت جامعه می‏باشد. این امر از راه درک نقش‏ها، مناسبات و کمک‏های زنان و مردان به زندگی سیاسی‏، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی صورت می گیرد .

 توسعه فقط به معنای دستیابی به منابع و رفاه نیست. بلکه به فرایندی بستگی دارد که به‏وسیله آن، این منافع حاصل گردد. فرایند توسعه به‏طوری که به‏وسیله اکثر سازمان‏های توسعه تعریف گردیده‏، به معنای مشارکت گروه‏های هدف در فرایند توسعه می‏باشد، به‏گونه‏ای که اینان تنها به‏عنوان گروه‏های بهره‏مند از عایدات طرح به‏شمار نمی‏آیند، بلکه بدین وسیله قابلیت توسعه‏ای خویش را در مورد تشخیص و فائق آمدن بر مشکلات تقویت می‏نمایند .

توسعه پایدار دارای سه ویژگی برجسته است که هر سه برای زنان بسیار نوید بخش است. نخست اینکه توسعه پایدار بیشتر مبتنی بر توزیع است تا تولید. در این حالت توزیع عادلانه دستاوردهای توسعه از لحاظ جسیتی، قومیتی و مانند آن مورد توجه می‏باشد. این در حالی است که در کشورهای در حال توسعه،‌ مردان بیشتر بهره‏‏وران توسعه بوده‏اند و زنان قربانیان توسعه. زیرا توسعه برای زنان به معنی بار کاری بیشتر در بیرون از خانه بوده؛ در حالی که دستاوردهای مثبت توسعه بیشتر نصیب مردان شده است. به همین دلیل، «برای بهبود دسترسی‏های زنان به دستاوردهای توسعه، مسائل زنان مورد توجه بیشتری قرار گرفته و ارتباط میان برنامه‏های توسعه و بهبود شرایط عمومی زنان برای کارگزاران بین‏المللی به موضوع مهمی تبدیل شده است. اینک در برنامه‏های توسعه جهانی این امر حایز اهمیت جدی تلقی شده، و موفقیت برنامه‏های توسعه در کشورهای کمتر ‏توسعه یافته و در حال توسعه را به جنسیتی کردن توسعه موکول ساخته است.»

دومین ویژگی برجسته توسعه پایدار این است که معطوف به آینده است نه حال، و از این لحاظ نوعی دوراندیشی و آینده‏نگری در آن مشاهده می‏شود. در اینجا نیز باید ابراز داشت که تردیدی نیست که وضعیت گذشته زنان به ویژه در کشورهای در حال توسعه با هیچ واژه‏ای به خوبی پدرسالاری توضیح داده نمی‏شود. این در‏ حالی است که در توسعه پایدار که معطوف به آینده می‏باشد قرار بر این است که گذشته نابرابر به آینده‏ای برابر تبدیل شود. سومین ویژگی توسعه پایدار این است که بیشتر معطوف به پرورش است تا گسترش. بدین ترتیب، صرف افزایش کمیته های مثبت دیگر مسأله اصلی نیست، بلکه هدف اصلی پرورش انسان‏هایی توسعه یافته و به بار آوردن استعدادهای نهفته انسان‏هاست. زنان بیش از هر گروه اجتماعی دیگری در معرض سرکوب استعدادها و قابلیت‏های نهفته خویش قرار داشته‏اند.

برای ارزیابی دقیق وضعیت زنان در کشورها، مؤسسه پژوهش سیاست‏های زنان مطرح می‏سازد که جهت شناخت وضعیت زنان اطلاعات مربوط به شش حوزه ذیل باید گرد‏آوری شود: داده‌های جمعیت‌شناختی اساسی، مشارکت سیاسی، اشتغال و عواید، استقلال اجتماعی و اقتصادی، حقوق تولید مثل و بهداشت و رفاه.

***گروه وکلای سفیر صلح را به خاطر بسپارید***

موسسه حقوقی سفیر صلح با دارا بودن کادری با تجربه و متعهد و استفاده از اعضای هیئت علمی دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری آماده خدمت رسانی و ارائه خدمات حقوقی ـ وکالتی و مشاوره در کلیه امور حقوقی ـ کیفری ـ ثبتی ـ خانواده و بین الملل می باشد .

ما بهترین وکلا را در ایران به شما معرفی می کنیم . سایت سفیر صلح اولین سایت و مرکز تخصصی اطلاع رسانی حقوقی در کشور است که مشغول فعالیت های علمی و تحقیقاتی می باشد . گروه وکلای سفیر صلح با معرفی برترین کادر وکلا در مناطق مختلف تهران و شهرستان های مختلف کشور حضور دارند و در رفع مشکلات حقوقی و کیفری ، ثبتی و خانواده به شما کمک می کنند . همین حالا می توانید از طریق صفحه تماس با ما از یکی از وکلای متخصص موسسه وقت ملاقات بگیرید و مشکل حقوقی خود را با ایشان در میان بگذارید .

اما چرا برای حل مشکل حقوقی خود گروه وکلای سفیر صلح را انتخاب می کنید ؟

جواب مشخص و مبرهن است ؛ زیرا :

۱ ـ وکلای موسسه حقوقی سفیر صلح با شما صادق هستند و رویه کار در این مجموعه به این صورت است که بمحض ارجاع پرونده اقدامات عاجل و حقوقی راجع به آنها صورت می گیرد .

۲ ـ متخصصین ما دارای تسلط و تجربه کافی در امر وکالت می باشند و همگی دارای رزومه موفقی می باشند . اغلب همکاران این مجموعه علاوه بر تحصیلات تخصصی در یک رشته خاص ، در یک رشته فوق تخصصی نیز آموزش دیده و مهارت دارند .

۳ ـ آخرین موسسه و دفتری که برای به دست آوردن حق و حقوق خود به آن مراجعه خواهید کرد ، موسسه حقوقی سفیر صلح خواهد بود : مطمئن باشید که به حق خود خواهید رسید .

جهت آگاهی بیشتر می توانید با شماره تلفن ۲۶۶۴۳۹۰۸ ۰۲۱ یا ۰۹۱۲۸۴۷۲۹۸۴ تماس حاصل نمایید .

0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *